modernizers sought
مُدرنکنندگان جستجو کردند
modernizers' efforts
تلاشهای مُدرنکنندگان
modernizers championed
مُدرنکنندگان حامی شدند
modernizers pushed
مُدرنکنندگان فشار دادند
modernizers believe
مُدرنکنندگان باور دارند
modernizers initiated
مُدرنکنندگان آغاز کردند
the city welcomed modernizers eager to reshape its infrastructure.
شهر به مدرنسازانی که میخواستند زیرساختهایش را بازسازی کنند خوشآمد گفت.
many businesses hired modernizers to implement new technologies.
بسیاری از کسب و کارها مدرنسازانی را استخدام کردند تا فناوریهای جدید را اجرا کنند.
political modernizers pushed for democratic reforms in the country.
مدرنسازان سیاسی برای اصلاحات دموکراتیک در کشور تلاش کردند.
the government sought modernizers to revitalize the stagnant economy.
دولت به دنبال مدرنسازانی بود تا اقتصاد متعهد را تجدید کنند.
he considered himself a modernizer, advocating for progress and change.
او خود را یک مدرنساز میدانست و برای پیشرفت و تغییر دفاع میکرد.
the traditionalists resisted the efforts of the economic modernizers.
سنتگراها تلاشهای مدرنسازان اقتصادی را مخالفت کردند.
modernizers introduced streamlined processes to improve efficiency.
مدرنسازان فرآیندهای سادهسازی شدهای را معرفی کردند تا کارایی را بهبود بخشند.
the company needed modernizers with experience in digital transformation.
شرکت به مدرنسازانی با تجربه در تحول دیجیتال نیاز داشت.
he was a vocal modernizer, challenging outdated social norms.
او یک مدرنساز صدای بلند بود که نرمهای اجتماعی منسوخ را چالش میکرد.
the project required skilled modernizers to oversee the implementation.
این پروژه به مدرنسازان ماهری نیاز داشت تا اجرای آن را نظارت کنند.
many young people are drawn to the ideas of modernizers.
بسیاری از جوانان به ایدههای مدرنسازان جذب میشوند.
modernizers sought
مُدرنکنندگان جستجو کردند
modernizers' efforts
تلاشهای مُدرنکنندگان
modernizers championed
مُدرنکنندگان حامی شدند
modernizers pushed
مُدرنکنندگان فشار دادند
modernizers believe
مُدرنکنندگان باور دارند
modernizers initiated
مُدرنکنندگان آغاز کردند
the city welcomed modernizers eager to reshape its infrastructure.
شهر به مدرنسازانی که میخواستند زیرساختهایش را بازسازی کنند خوشآمد گفت.
many businesses hired modernizers to implement new technologies.
بسیاری از کسب و کارها مدرنسازانی را استخدام کردند تا فناوریهای جدید را اجرا کنند.
political modernizers pushed for democratic reforms in the country.
مدرنسازان سیاسی برای اصلاحات دموکراتیک در کشور تلاش کردند.
the government sought modernizers to revitalize the stagnant economy.
دولت به دنبال مدرنسازانی بود تا اقتصاد متعهد را تجدید کنند.
he considered himself a modernizer, advocating for progress and change.
او خود را یک مدرنساز میدانست و برای پیشرفت و تغییر دفاع میکرد.
the traditionalists resisted the efforts of the economic modernizers.
سنتگراها تلاشهای مدرنسازان اقتصادی را مخالفت کردند.
modernizers introduced streamlined processes to improve efficiency.
مدرنسازان فرآیندهای سادهسازی شدهای را معرفی کردند تا کارایی را بهبود بخشند.
the company needed modernizers with experience in digital transformation.
شرکت به مدرنسازانی با تجربه در تحول دیجیتال نیاز داشت.
he was a vocal modernizer, challenging outdated social norms.
او یک مدرنساز صدای بلند بود که نرمهای اجتماعی منسوخ را چالش میکرد.
the project required skilled modernizers to oversee the implementation.
این پروژه به مدرنسازان ماهری نیاز داشت تا اجرای آن را نظارت کنند.
many young people are drawn to the ideas of modernizers.
بسیاری از جوانان به ایدههای مدرنسازان جذب میشوند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید