modicums

[ایالات متحده]/ˈmɒdɪkəmz/
[بریتانیا]/ˈmɑːdɪkəmz/

ترجمه

n. مقدار کم؛ کمی

عبارات و ترکیب‌ها

modicums of effort

تلاش‌های کوچک

modicums of success

موفقیت‌های کوچک

modicums of knowledge

دانش‌های کوچک

modicums of patience

صبورهای کوچک

modicums of respect

احترام‌های کوچک

modicums of happiness

خوشی‌های کوچک

modicums of understanding

درک‌های کوچک

modicums of creativity

خلاقیت‌های کوچک

modicums of truth

حقیقت‌های کوچک

modicums of confidence

اعتماد به نفس‌های کوچک

جملات نمونه

she showed modicums of patience while teaching the children.

او نشانه‌هایی از صبر را در حین آموزش کودکان نشان داد.

even a modicum of effort can lead to significant results.

حتی کمی تلاش می‌تواند منجر به نتایج مهم شود.

he has a modicum of talent for playing the piano.

او استعداد کمی برای نواختن پیانو دارد.

the project requires a modicum of funding to get started.

برای شروع پروژه به بودجه کمی نیاز است.

she displayed modicums of creativity in her artwork.

او نشانه‌هایی از خلاقیت را در آثار هنری خود نشان داد.

it takes a modicum of courage to speak in public.

برای صحبت کردن در جمع به کمی شجاعت نیاز است.

he only has a modicum of knowledge about the subject.

او فقط دانش کمی در مورد این موضوع دارد.

they managed to save a modicum of money for their trip.

آنها توانستند مقدار کمی پول برای سفر خود پس انداز کنند.

with a modicum of luck, we can finish the project on time.

با کمی شانس، می‌توانیم پروژه را به موقع تمام کنیم.

she received a modicum of praise for her hard work.

او برای تلاش‌هایش مورد تحسین کمی قرار گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید