moggie

[ایالات متحده]/ˈmɒɡi/
[بریتانیا]/ˈmɑːɡi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گربه (غیررسمی، طنزآمیز)
Word Forms
جمعmoggies

عبارات و ترکیب‌ها

cute moggie

گربه ناز

friendly moggie

گربه مهربان

playful moggie

گربه بازیگوش

stray moggie

گربه ولگرد

fat moggie

گربه چاق

lazy moggie

گربه تنبل

happy moggie

گربه خوشحال

tabby moggie

گربه راه‌راه

sweet moggie

گربه شیرین

old moggie

گربه پیر

جملات نمونه

i adopted a moggie from the shelter.

من یک گربه خانگی از پناهگاه به فرزندی گرفتم.

my moggie loves to play with yarn.

گربه خانگی من عاشق بازی با کاموا است.

she named her moggie whiskers.

او نام گربه خانگی خود را سبیل گذاشت.

the moggie curled up on my lap.

گربه خانگی روی دامنم پیچید.

he feeds his moggie twice a day.

او دو بار در روز به گربه خانگی خود غذا می‌دهد.

my moggie enjoys sunbathing by the window.

گربه خانگی من از آفتاب گرفتن کنار پنجره لذت می برد.

the vet said my moggie is very healthy.

دامپزشک گفت گربه خانگی من بسیار سالم است.

she rescued a stray moggie last week.

او هفته گذشته یک گربه ولگرد را نجات داد.

my moggie has a playful personality.

گربه خانگی من شخصیتی بازیگوش دارد.

he loves to watch his moggie chase after toys.

او عاشق تماشای تعقیب اسباب بازی توسط گربه خانگی خود است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید