molindone

[ایالات متحده]/ˈmɒlɪndəʊn/
[بریتانیا]/ˈmoʊlɪndoʊn/

ترجمه

n. یک داروی ضد اسکیزوفرنی معمولی که در درمان اسکیزوفرنی استفاده می‌شود؛ 2-متیل-3-اتیل-5,6-تتراهیدرو-1,2,3,4,5,6-هگزا هیدرو-2-اکسو-4-پیریمیدینیل-3-ایندولون.
شکل‌های واژه

جملات نمونه

the doctor prescribed molindone to treat the patient's schizophrenia.

دکتر مولیندون را برای درمان شیزوفرنه بیمار نسخه داد.

patients taking molindone should be monitored for side effects.

بیمارانی که مولیندون می‌گیرند باید به دنبال عوارض جانبی آن نظارت شوند.

the molindone dosage was adjusted based on the patient's response.

دوز مولیندون بر اساس پاسخ بیمار تنظیم شد.

molindone is an atypical antipsychotic medication.

مولیندون یک داروی ضد اسکیزوفرنی غیر معمولی است.

research showed the efficacy of molindone in managing psychosis.

پژوهش‌ها نشان داد که مولیندون در کنترل روان‌پریشی مؤثر است.

the patient responded well to molindone therapy.

بیمار به درمان با مولیندون پاسخ خوبی داد.

molindone can cause drowsiness as a side effect.

مولیندون ممکن است خواب‌آلودگی را به عنوان یک عارضه جانبی ایجاد کند.

the pharmacy filled the molindone prescription yesterday.

داروخانه دیروز نسخه مولیندون را پر کرد.

some patients may experience weight gain while on molindone.

برخی از بیماران ممکن است در حال گرفتن مولیندون وزن خود را افزایش دهند.

the doctor discussed the benefits and risks of molindone treatment.

دکتر مزایا و ریسک‌های درمان با مولیندون را بحث کرد.

molindone should be taken exactly as prescribed.

مولیندون باید دقیقاً به مانند نسخه داده شده مصرف شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید