molluscums

[ایالات متحده]/mɒləsˌkʌmz/
[بریتانیا]/mɑːləsˌkʌmz/

ترجمه

n. رشدهای نرم و شبیه زگیل بر روی پوست که ناشی از یک عفونت ویروسی هستند

عبارات و ترکیب‌ها

molluscums treatment

درمان مولوسکوم

molluscums removal

جرم‌گیری مولوسکوم

molluscums infection

عفونت مولوسکوم

molluscums outbreak

شیوع مولوسکوم

molluscums virus

ویروس مولوسکوم

molluscums lesions

ضایعات مولوسکوم

molluscums diagnosis

تشخیص مولوسکوم

molluscums symptoms

علائم مولوسکوم

molluscums spread

گسترش مولوسکوم

molluscums care

مراقبت از مولوسکوم

جملات نمونه

molluscums can be contagious, especially in children.

زگیل‌های پوستی می‌توانند مسری باشند، به خصوص در کودکان.

the doctor diagnosed the rash as molluscums.

پزشک بثورات پوستی را به دلیل زگیل‌های پوستی تشخیص داد.

it is important to avoid scratching molluscums.

اجتناب از خاراندن زگیل‌های پوستی مهم است.

molluscums usually resolve on their own over time.

زگیل‌های پوستی معمولاً به مرور زمان به خودی خود برطرف می‌شوند.

some treatments can help speed up the removal of molluscums.

برخی از درمان‌ها می‌توانند به تسریع در از بین بردن زگیل‌های پوستی کمک کنند.

parents should monitor their children for signs of molluscums.

والدین باید کودکان خود را برای علائم زگیل‌های پوستی زیر نظر داشته باشند.

molluscums appear as small, raised bumps on the skin.

زگیل‌های پوستی به صورت برجستگی‌های کوچک و بالا زده روی پوست ظاهر می‌شوند.

consult a dermatologist if you suspect molluscums.

در صورت مشکوک بودن به زگیل‌های پوستی، با یک متخصص پوست مشورت کنید.

swimming pools can be a common place for molluscums to spread.

استخرهای شنا می‌توانند مکان رایجی برای انتشار زگیل‌های پوستی باشند.

children with molluscums should avoid close contact with others.

کودکانی که زگیل‌های پوستی دارند باید از تماس نزدیک با دیگران خودداری کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید