mondo

[ایالات متحده]/ˈmɒndəʊ/
[بریتانیا]/ˈmɑːndoʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (در بودیسم ذن) یک گفت‌وگو یا جلسه پرسش و پاسخ

عبارات و ترکیب‌ها

mondo world

دنیاے مندو

mondo style

سبک مندو

mondo film

فیلم مندو

mondo music

موسیقی مندو

mondo adventure

ماجراجویی مندو

mondo party

جشن مندو

mondo event

رویداد مندو

mondo market

بازار مندو

mondo tour

تور مندو

mondo experience

تجربه مندو

جملات نمونه

he has a mondo collection of rare stamps.

او مجموعه‌ای بزرگ از تمبرهای کمیاب دارد.

the festival was a mondo celebration of culture.

جشنواره یک جشن بزرگ از فرهنگ بود.

she experienced a mondo shift in her perspective.

او یک تغییر بزرگ در دیدگاه خود تجربه کرد.

we went on a mondo adventure last summer.

ما تابستان گذشته یک ماجراجویی بزرگ داشتیم.

his ideas brought a mondo impact on the project.

ایده‌های او تأثیر بزرگی بر پروژه داشت.

the movie was a mondo success at the box office.

فیلم در گیشه یک موفقیت بزرگ بود.

she has a mondo talent for painting.

او استعداد زیادی برای نقاشی دارد.

they organized a mondo event for charity.

آنها یک رویداد بزرگ برای کمک به خیریه برگزار کردند.

his speech had a mondo effect on the audience.

سخنرانی او تأثیر زیادی بر مخاطبان داشت.

we discovered a mondo variety of cuisines at the festival.

ما انواع مختلفی از غذاها را در جشنواره کشف کردیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید