monist

[ایالات متحده]/ˈməʊnɪst/
[بریتانیا]/ˈmoʊnɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که به یکتایی اعتقاد دارد

عبارات و ترکیب‌ها

monist philosophy

فلسفهٔ یگانه باوری

monist view

دیدگاه یگانه باوران

monist perspective

دیدگاه یگانه باوری

monist theory

نظریهٔ یگانه باوری

monist approach

رویکرد یگانه باوری

monist belief

باور یگانه باوری

monist argument

استدلال یگانه باوری

monist position

موضع یگانه باوری

monist doctrine

عقیدهٔ یگانه باوری

monist ontology

واکیپایشی یگانه باوری

جملات نمونه

the philosopher was a committed monist who believed in the unity of existence.

فيلسوف یک مونوئیست متعهد بود که به وحدت وجود اعتقاد داشت.

as a monist, she argued that mind and body are fundamentally the same.

همانطور که یک مونوئیست بود، استدلال کرد که ذهن و بدن اساساً یکسان هستند.

many scientists lean towards a monist view of consciousness.

بسیاری از دانشمندان به دیدگاه مونوئیستی از آگاهی گرایش دارند.

the monist perspective challenges traditional religious beliefs.

دیدگاه مونوئیستی چالش هایی برای باورهای مذهبی سنتی ایجاد می کند.

he identifies as a monist and rejects the notion of a separate soul.

او خود را مونوئیست معرفی می کند و ایده یک روح جداگانه را رد می کند.

in his writings, the monist emphasizes the interconnectedness of all things.

در نوشته هایش، مونوئیست بر ارتباط همه چیز تأکید می کند.

the monist theory proposes that everything is part of a single reality.

نظریه مونوئیستی پیشنهاد می کند که همه چیز بخشی از یک واقعیت واحد است.

her monist beliefs influence her approach to environmental issues.

باورهای مونوئیستی او بر نحوه برخوردش با مسائل زیست محیطی تأثیر می گذارد.

the artist's work reflects a monist ideology, blending nature and humanity.

آثار هنرمند بازتابی از ایدئولوژی مونوئیستی است که طبیعت و انسانیت را با هم ترکیب می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید