monocarbonyls

[ایالات متحده]//ˌmɒnəʊˈkɑːbənɪlz//
[بریتانیا]//ˌmɑːnoʊˈkɑːrbənɪlz//

ترجمه

n. جمع monocarbonyl؛ ترکیبات شیمیایی که یک گروه کربونیل دارند.

عبارات و ترکیب‌ها

metal monocarbonyls

مونوکربونیل‌های فلزی

the monocarbonyls

مونوکربونیل‌ها

جملات نمونه

monocarbonyl compounds are widely used in organic synthesis.

ترکیبات مونوکربونیل در سنتز آلی کاربرد گسترده‌ای دارند.

the monocarbonyl ligand coordinates to the metal center.

لیگاند مونوکربونیل به مرکز فلز متصل می‌شود.

monocarbonyl complexes exhibit unique spectroscopic properties.

کمپلکس‌های مونوکربونیل خواص طیف‌سنجی منحصر به فردی دارند.

formation of monocarbonyl species was observed during the reaction.

تشکیل گونه‌های مونوکربونیل در طول واکنش مشاهده شد.

the monocarbonyl derivative shows high catalytic activity.

مشتقات مونوکربونیل فعالیت کاتالیزی بالایی نشان می‌دهند.

monocarbonyl chemistry has advanced significantly in recent years.

شیمی مونوکربونیل در سال‌های اخیر به طور قابل توجهی پیشرفت کرده است.

the monocarbonyl compound was characterized by x-ray crystallography.

ترکیب مونوکربونیل با کریستالوگرافی اشعه ایکس مشخص شد.

synthesis of monocarbonyl ligands requires specific conditions.

سنتز لیگاند‌های مونوکربونیل نیاز به شرایط خاصی دارد.

monocarbonyl complexes can undergo insertion reactions.

کمپلکس‌های مونوکربونیل می‌توانند در واکنش‌های جایگزینی شرکت کنند.

the monocarbonyl moiety plays a crucial role in the mechanism.

گروه مونوکربونیل در مکانیسم نقش حیاتی ایفا می‌کند.

spectroscopic analysis confirmed the monocarbonyl structure.

تحلیل طیف‌سنجی ساختار مونوکربونیل را تأیید کرد.

monocarbonyl intermediates were isolated and identified.

میان‌مرحله‌های مونوکربونیل جداسازی و شناسایی شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید