monocyte

[ایالات متحده]/ˈmɒn.ə.saɪt/
[بریتانیا]/ˈmɑː.nə.saɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی سلول خون سفید با یک هسته واحد

عبارات و ترکیب‌ها

monocyte count

شمارش مونوسیت

monocyte activation

فعال‌سازی مونوسیت

monocyte differentiation

تمایز مونوسیت

monocyte function

عملکرد مونوسیت

monocyte lineage

ریشه مونوسیت

monocyte recruitment

جذب مونوسیت

monocyte subset

زیرگروه مونوسیت

monocyte response

پاسخ مونوسیت

monocyte migration

مهاجرت مونوسیت

monocyte turnover

چرخه مونوسیت

جملات نمونه

monocytes are a type of white blood cell.

مونوسیت‌ها نوعی از گلبول‌های سفید هستند.

high levels of monocytes can indicate an infection.

سطح بالای مونوسیت‌ها می‌تواند نشان‌دهنده عفونت باشد.

monocytes play a crucial role in the immune response.

مونوسیت‌ها نقش مهمی در پاسخ ایمنی ایفا می‌کنند.

doctors often check monocyte counts during blood tests.

پزشکان اغلب تعداد مونوسیت‌ها را در طول آزمایش خون بررسی می‌کنند.

monocytes can differentiate into macrophages or dendritic cells.

مونوسیت‌ها می‌توانند به ماکروفاژها یا سلول‌های دندریتیک تبدیل شوند.

a rise in monocyte levels may suggest chronic inflammation.

افزایش سطح مونوسیت‌ها ممکن است نشان‌دهنده التهاب مزمن باشد.

research shows that monocytes are involved in tissue repair.

تحقیقات نشان می‌دهد که مونوسیت‌ها در ترمیم بافت نقش دارند.

monocyte activation is a key factor in autoimmune diseases.

فعال‌سازی مونوسیت‌ها یک عامل کلیدی در بیماری‌های خودایمنی است.

elevated monocyte levels can be a sign of stress.

سطح بالای مونوسیت‌ها می‌تواند نشانه‌ای از استرس باشد.

understanding monocyte function is important for immunology.

درک عملکرد مونوسیت‌ها برای ایمونولوژی مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید