monocytoses

[ایالات متحده]/ˌmɒnəʊsaɪˈtəʊsiːz/
[بریتانیا]/ˌmɑːnoʊsaɪˈtoʊsiz/

ترجمه

n. وضعیت داشتن تعداد بیشتری از مونوسیت‌ها در خون

عبارات و ترکیب‌ها

monocytoses diagnosis

تشخیص مونوسیتوز

monocytoses treatment

درمان مونوسیتوز

monocytoses causes

علت های مونوسیتوز

monocytoses symptoms

علائم مونوسیتوز

monocytoses management

مدیریت مونوسیتوز

monocytoses prevalence

شیوع مونوسیتوز

monocytoses analysis

تجزیه و تحلیل مونوسیتوز

monocytoses research

تحقیقات مونوسیتوز

monocytoses evaluation

ارزیابی مونوسیتوز

monocytoses risk

ریسک مونوسیتوز

جملات نمونه

monocytoses can indicate an underlying health issue.

مونوسیتوزها می‌توانند نشان‌دهنده یک مشکل سلامتی زمینه‌ای باشند.

doctors often look for monocytoses in blood tests.

پزشکان اغلب به دنبال مونوسیتوز در آزمایش‌های خون می‌گردند.

high levels of monocytoses may require further investigation.

سطوح بالای مونوسیتوز ممکن است نیاز به بررسی بیشتر داشته باشد.

monocytoses are commonly associated with infections.

مونوسیتوزها معمولاً با عفونت‌ها مرتبط هستند.

patients with monocytoses should be monitored closely.

بیماران مبتلا به مونوسیتوز باید به دقت مورد رصد قرار گیرند.

monocytoses can be a response to chronic inflammation.

مونوسیتوزها می‌توانند پاسخی به التهاب مزمن باشند.

understanding monocytoses can help in diagnosing diseases.

درک مونوسیتوزها می‌تواند به تشخیص بیماری‌ها کمک کند.

monocytoses may also occur in certain cancers.

مونوسیتوزها همچنین ممکن است در برخی از سرطان‌ها رخ دهند.

research on monocytoses continues to evolve.

تحقیقات در مورد مونوسیتوزها همچنان در حال تکامل است.

identifying monocytoses can aid in treatment decisions.

شناسایی مونوسیتوزها می‌تواند به تصمیم‌گیری در مورد درمان کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید