monometallists

[ایالات متحده]/ˌmɒnəˈtɛlɪsts/
[بریتانیا]/ˌmɑnəˈtɛlɪsts/

ترجمه

n. حامیان یک سیستم پولی مبتنی بر یک فلز واحد

عبارات و ترکیب‌ها

monometallists unite

اتحاد یک‌فلزه‌طلبان

monometallists debate

بحث و جدل یک‌فلزه‌طلبان

monometallists' views

دیدگاه‌های یک‌فلزه‌طلبان

monometallists' stance

موضع یک‌فلزه‌طلبان

monometallists support

حمایت یک‌فلزه‌طلبان

monometallists' arguments

استدلال‌های یک‌فلزه‌طلبان

monometallists' policies

خط‌مشی‌های یک‌فلزه‌طلبان

monometallists' principles

اصول یک‌فلزه‌طلبان

monometallists' beliefs

باورهای یک‌فلزه‌طلبان

monometallists' influence

تاثیر یک‌فلزه‌طلبان

جملات نمونه

monometallists believe in a single metal standard.

مونومتالیست‌ها معتقدند که یک استاندارد فلزی واحد وجود دارد.

many monometallists advocate for a gold standard.

بسیاری از مونومتالیست‌ها از استاندارد طلبی حمایت می‌کنند.

monometallists often criticize bimetallism.

مونومتالیست‌ها اغلب نقادانه نسبت به دوتالیسم واکنش نشان می‌دهند.

in debates, monometallists present strong arguments.

در بحث‌ها، مونومتالیست‌ها استدلال‌های قوی ارائه می‌دهند.

some economists identify as monometallists.

برخی از اقتصاددانان خود را مونومتالیست معرفی می‌کنند.

monometallists emphasize stability in currency.

مونومتالیست‌ها بر ثبات ارز تأکید می‌کنند.

historically, monometallists shaped monetary policy.

در طول تاریخ، مونومتالیست‌ها سیاست پولی را شکل داده‌اند.

monometallists argue that it reduces inflation.

مونومتالیست‌ها استدلال می‌کنند که این باعث کاهش تورم می‌شود.

critics of monometallists often highlight flexibility.

منتقدان مونومتالیست‌ها اغلب انعطاف‌پذیری را برجسته می‌کنند.

monometallists support a fixed exchange rate system.

مونومتالیست‌ها از یک سیستم نرخ ارز ثابت حمایت می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید