monophyly

[ایالات متحده]/ˌmɒnəˈfaɪli/
[بریتانیا]/ˌmɑːnəˈfaɪli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گروهی از موجودات که از یک نسل واحد و تمام نسل‌های آن تشکیل شده است

عبارات و ترکیب‌ها

monophyly concept

مفهوم یک‌ریختی

monophyly group

گروه یک‌ریختی

monophyly evidence

شواهد یک‌ریختی

monophyly definition

تعریف یک‌ریختی

monophyly status

وضعیت یک‌ریختی

monophyly analysis

تجزیه و تحلیل یک‌ریختی

monophyly hypothesis

فرضیه یک‌ریختی

monophyly classification

طبقه بندی یک‌ریختی

monophyly relationships

روابط یک‌ریختی

monophyly criteria

معیارهای یک‌ریختی

جملات نمونه

monophyly is a key concept in evolutionary biology.

یکدستی (monophyly) یک مفهوم کلیدی در زیست‌شناسی تکاملی است.

the study of monophyly helps clarify evolutionary relationships.

مطالعه یکدستی به روشن شدن روابط تکاملی کمک می‌کند.

species that share a common ancestor exhibit monophyly.

گونه‌هایی که یک جد مشترک دارند، یکدستی را نشان می‌دهند.

understanding monophyly can aid in classification efforts.

درک یکدستی می‌تواند به تلاش‌های طبقه‌بندی کمک کند.

monophyly is often used to define taxonomic groups.

یکدستی اغلب برای تعریف گروه‌های طبقه‌بندی استفاده می‌شود.

phylogenetic trees illustrate the concept of monophyly.

درخت‌های توالی‌نژادی مفهوم یکدستی را نشان می‌دهند.

researchers debate the criteria for establishing monophyly.

محققان در مورد معیارهای تعیین یکدستی بحث می‌کنند.

monophyly is essential for understanding biodiversity.

یکدستی برای درک تنوع زیستی ضروری است.

some groups exhibit paraphyly instead of monophyly.

برخی از گروه‌ها به جای یکدستی، ویژگی‌های پارافیلی را نشان می‌دهند.

monophyly can influence conservation strategies for species.

یکدستی می‌تواند بر استراتژی‌های حفاظت از گونه‌ها تأثیر بگذارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید