monosomy

[ایالات متحده]/ˈmɒnəʊsəmi/
[بریتانیا]/ˈmɑːnəˌsoʊmi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وضعیت داشتن یک نسخه از یک کروموزوم به جای جفت معمولی

عبارات و ترکیب‌ها

monosomy x

مونوسومی X

monosomy 21

مونوسومی 21

monosomy 18

مونوسومی 18

monosomy syndrome

سندرم مونوسومی

monosomy detection

تشخیص مونوسومی

monosomy screening

غربالگری مونوسومی

monosomy analysis

تجزیه و تحلیل مونوسومی

monosomy diagnosis

تشخیص مونوسومی

monosomy risk

خطر مونوسومی

monosomy effects

اثرات مونوسومی

جملات نمونه

monosomy can lead to various developmental disorders.

مونوسومی می‌تواند منجر به اختلالات رشدی مختلف شود.

researchers are studying the effects of monosomy on cell function.

محققان در حال بررسی اثرات مونوسومی بر عملکرد سلول هستند.

monosomy is often identified through genetic testing.

مونوسومی اغلب از طریق آزمایش ژنتیک شناسایی می‌شود.

patients with monosomy may require specialized medical care.

بیماران مبتلا به مونوسومی ممکن است به مراقبت‌های پزشکی تخصصی نیاز داشته باشند.

understanding monosomy is crucial for genetic counseling.

درک مونوسومی برای مشاوره ژنتیک بسیار مهم است.

monosomy can affect the overall health of an individual.

مونوسومی می‌تواند بر سلامت کلی یک فرد تأثیر بگذارد.

geneticists are exploring the causes of monosomy.

ژنتیک‌شناسان در حال بررسی علل مونوسومی هستند.

monosomy is a type of chromosomal abnormality.

مونوسومی نوعی ناهنجاری کروموزومی است.

detecting monosomy early can improve treatment outcomes.

تشخیص زودهنگام مونوسومی می‌تواند نتایج درمان را بهبود بخشد.

monosomy can be associated with certain cancers.

مونوسومی می‌تواند با برخی از سرطان‌ها مرتبط باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید