monsoons

[ایالات متحده]/mɒnˈsuːnz/
[بریتانیا]/mɑːnˈsuːnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بادهای فصلی در جنوب آسیا، به ویژه در اقیانوس هند؛ فصل بارانی مرتبط با این بادها؛ فصل بارانی در جنوب آسیا

عبارات و ترکیب‌ها

heavy monsoons

باران‌های موسمی شدید

monsoon season

فصل باران

monsoons arrive

باران‌ها می‌رسند

monsoon rains

باران‌های موسمی

monsoons impact

اثرات موسمی

monsoons bring

باران‌ها به ارمغان می‌آورند

monsoons change

باران‌ها تغییر می‌دهند

flooding monsoons

باران‌های سیل‌آسا

monsoons forecast

پیش‌بینی باران‌ها

monsoons end

باران‌ها پایان می‌یابند

جملات نمونه

monsoons bring much-needed rain to the region.

باران مورد نیاز را به منطقه می‌آورند.

the farmers rely on the monsoons for their crops.

کشاورزان برای محصولات خود به باران‌های موسمی متکی هستند.

monsoons can cause severe flooding in low-lying areas.

باران‌های موسمی می‌توانند باعث سیل شدید در مناطق پست شوند.

during the monsoons, travel can be quite challenging.

در طول باران‌های موسمی، سفر می‌تواند بسیار چالش‌برانگیز باشد.

people celebrate the arrival of the monsoons with festivals.

مردم با برگزاری جشن‌ها، ورود باران‌های موسمی را جشن می‌گیرند.

monsoons usually start in late may and last until september.

باران‌های موسمی معمولاً در اواخر ماه می آغاز می‌شوند و تا سپتامبر ادامه می‌یابند.

the intensity of monsoons can vary from year to year.

شدت باران‌های موسمی می‌تواند از سالی به سال دیگر متفاوت باشد.

monsoons play a crucial role in the ecosystem.

باران‌های موسمی نقش مهمی در اکوسیستم ایفا می‌کنند.

many animals adapt to the changes brought by the monsoons.

بسیاری از حیوانات خود را با تغییراتی که باران‌های موسمی به وجود می‌آورند، تطبیق می‌دهند.

monsoons can lead to landslides in hilly regions.

باران‌های موسمی می‌توانند منجر به رانش زمین در مناطق کوهستانی شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید