moonlighted as
به عنوان نور ماه میدرخشید
moonlighted during
در حالی که نور ماه میتابید
moonlighted for
برای نور ماه میدرخشید
moonlighted at
در نور ماه میدرخشید
moonlighted while
در حالی که نور ماه میتابید
moonlighted on
بر روی نور ماه میدرخشید
moonlighted with
با نور ماه میدرخشید
moonlighted after
بعد از نور ماه میدرخشید
moonlighted before
قبل از نور ماه میدرخشید
moonlighted throughout
در طول نور ماه میدرخشید
she moonlighted as a waitress to pay for her studies.
او به عنوان پیشخدمت به صورت پاره وقت کار میکرد تا هزینه تحصیلش را پرداخت کند.
he moonlighted in a local band on weekends.
او آخر هفتهها به صورت پاره وقت در یک گروه موسیقی محلی کار میکرد.
many teachers moonlighted during the summer break.
بسیاری از معلمان در تعطیلات تابستانی به صورت پاره وقت کار میکردند.
she started moonlighting to save for a vacation.
او برای پسانداز برای یک تعطیلات به صورت پاره وقت کار کردن را شروع کرد.
he moonlighted as a freelance writer in the evenings.
او در ساعات شب به عنوان یک نویسنده آزاد به صورت پاره وقت کار میکرد.
they found it difficult to balance their full-time job with moonlighting.
آنها متوجه شدند که متعادل کردن شغل تمام وقت خود با کار پاره وقت دشوار است.
after hours, she moonlighted as a graphic designer.
بعد از ساعات کاری، او به عنوان یک طراح گرافیک به صورت پاره وقت کار میکرد.
he enjoyed moonlighting in different roles.
او از انجام کارهای مختلف به صورت پاره وقت لذت میبرد.
many people moonlight to pursue their passions.
بسیاری از مردم برای دنبال کردن اشتیاقهای خود به صورت پاره وقت کار میکنند.
she decided to moonlight after realizing her salary was not enough.
او پس از متوجه شدن اینکه حقوقش کافی نیست، تصمیم گرفت به صورت پاره وقت کار کند.
moonlighted as
به عنوان نور ماه میدرخشید
moonlighted during
در حالی که نور ماه میتابید
moonlighted for
برای نور ماه میدرخشید
moonlighted at
در نور ماه میدرخشید
moonlighted while
در حالی که نور ماه میتابید
moonlighted on
بر روی نور ماه میدرخشید
moonlighted with
با نور ماه میدرخشید
moonlighted after
بعد از نور ماه میدرخشید
moonlighted before
قبل از نور ماه میدرخشید
moonlighted throughout
در طول نور ماه میدرخشید
she moonlighted as a waitress to pay for her studies.
او به عنوان پیشخدمت به صورت پاره وقت کار میکرد تا هزینه تحصیلش را پرداخت کند.
he moonlighted in a local band on weekends.
او آخر هفتهها به صورت پاره وقت در یک گروه موسیقی محلی کار میکرد.
many teachers moonlighted during the summer break.
بسیاری از معلمان در تعطیلات تابستانی به صورت پاره وقت کار میکردند.
she started moonlighting to save for a vacation.
او برای پسانداز برای یک تعطیلات به صورت پاره وقت کار کردن را شروع کرد.
he moonlighted as a freelance writer in the evenings.
او در ساعات شب به عنوان یک نویسنده آزاد به صورت پاره وقت کار میکرد.
they found it difficult to balance their full-time job with moonlighting.
آنها متوجه شدند که متعادل کردن شغل تمام وقت خود با کار پاره وقت دشوار است.
after hours, she moonlighted as a graphic designer.
بعد از ساعات کاری، او به عنوان یک طراح گرافیک به صورت پاره وقت کار میکرد.
he enjoyed moonlighting in different roles.
او از انجام کارهای مختلف به صورت پاره وقت لذت میبرد.
many people moonlight to pursue their passions.
بسیاری از مردم برای دنبال کردن اشتیاقهای خود به صورت پاره وقت کار میکنند.
she decided to moonlight after realizing her salary was not enough.
او پس از متوجه شدن اینکه حقوقش کافی نیست، تصمیم گرفت به صورت پاره وقت کار کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید