moray

[ایالات متحده]/mɒ'reɪ/
[بریتانیا]/'mɔre/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. [جانورشناسی] نوعی اژدر دریایی
Word Forms
جمعmorays

عبارات و ترکیب‌ها

Moray eel

مارماهی

جملات نمونه

you will have a fine view of Moray Firth by the way.

شما منظره خوبی از Firth مورای خواهید داشت.

The hotel is situated on the sheltered shores of the Moray Firth.

هتل در سواحل محافظت شده از Firth مورای واقع شده است.

a moray of problems

یک مشأت از مشکلات

a moray of opportunities

یک مشأت از فرصت‌ها

to encounter a moray of challenges

برای مواجهه با یک مشأت از چالش‌ها

to navigate through a moray of emotions

برای پیمایش در میان یک مشأت از احساسات

a moray of different opinions

یک مشأت از نظرات مختلف

to face a moray of difficulties

برای مقابله با یک مشأت از دشواری‌ها

a moray of conflicting interests

یک مشأت از منافع متضاد

to handle a moray of responsibilities

برای رسیدگی به یک مشأت از مسئولیت‌ها

a moray of uncertainties

یک مشأت از عدم قطعیت‌ها

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید