the family fell into moroneys after the factory closed down.
خانواده پس از بسته شدن کارخانه در مورونی ها فروپاشید.
she sang the blues to express her deep moroneys.
او با خواندن بلوز خودش را از مورونی های عمیقش بیان کرد.
we should not ignore the moroneys of the working class.
ما نباید مورونی های کلاس کارگر را نادیده گیریم.
his face showed the moroneys of a difficult life.
چهره او مورونی های زندگی سختی را نشان می داد.
the novel describes the moroneys of immigrants in a new land.
این رمان مورونی های مهاجران در زمینی جدید را توصیف می کند.
they shared their moroneys and joys together.
آنها مورونی ها و شادی های خود را با هم به اشتراک گذاشتند.
the economic recession caused widespread moroneys.
رکود اقتصادی مورونی های گسترده ای را به وجود آورد.
she tried to hide her moroneys behind a smile.
او سعی کرد مورونی های خود را پشت یک لبخند پنهان کند.
the charity aims to alleviate the moroneys of the poor.
این خیریه به کاهش مورونی های فقیران هدف دارد.
he drank to forget his moroneys.
او نوشیدنی خورد تا مورونی های خود را فراموش کند.
financial moroneys can lead to serious health problems.
مورونی های مالی می تواند به مشکلات سلامتی جدی منجر شود.
music has the power to heal all moroneys.
موسیقی قدرت درمان کردن تمام مورونی ها را دارد.
the family fell into moroneys after the factory closed down.
خانواده پس از بسته شدن کارخانه در مورونی ها فروپاشید.
she sang the blues to express her deep moroneys.
او با خواندن بلوز خودش را از مورونی های عمیقش بیان کرد.
we should not ignore the moroneys of the working class.
ما نباید مورونی های کلاس کارگر را نادیده گیریم.
his face showed the moroneys of a difficult life.
چهره او مورونی های زندگی سختی را نشان می داد.
the novel describes the moroneys of immigrants in a new land.
این رمان مورونی های مهاجران در زمینی جدید را توصیف می کند.
they shared their moroneys and joys together.
آنها مورونی ها و شادی های خود را با هم به اشتراک گذاشتند.
the economic recession caused widespread moroneys.
رکود اقتصادی مورونی های گسترده ای را به وجود آورد.
she tried to hide her moroneys behind a smile.
او سعی کرد مورونی های خود را پشت یک لبخند پنهان کند.
the charity aims to alleviate the moroneys of the poor.
این خیریه به کاهش مورونی های فقیران هدف دارد.
he drank to forget his moroneys.
او نوشیدنی خورد تا مورونی های خود را فراموش کند.
financial moroneys can lead to serious health problems.
مورونی های مالی می تواند به مشکلات سلامتی جدی منجر شود.
music has the power to heal all moroneys.
موسیقی قدرت درمان کردن تمام مورونی ها را دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید