ancient greek morosophs often hid their wisdom in riddles.
فیلسوفان یونان باستان معمولاً حکمت خود را در رiddles پنهان میکردند.
modern society tends to dismiss the morosophs who speak uncomfortable truths.
جامعه مدرن تمایل دارد فیلسوفانی را که دروغهای ناخوشایند را میگویند، نادیده بگیرد.
the court jester was a morosoph, entertaining nobles while mocking their folly.
جستجور در دادگاه یک فیلسوف بود، اشراف را تفریح میداد و احمقیت آنها را مسخره میکرد.
true morosophs understand that wisdom sometimes requires the mask of foolishness.
فیلسوفان واقعی میدانند که گاهی حکمت نیاز به پردهای از احمقیت دارد.
children often reveal themselves as morosophs with their uncanny insights.
کودکان معمولاً با درکهای غیرمعمول خود به عنوان فیلسوفان بیان میشوند.
the village elder was considered a morosoph, his strange sayings holding deep truth.
بزرگترین فرد روستا به عنوان یک فیلسوف در نظر گرفته میشد، گفتههای عجیب او حکمت عمیقی داشت.
morosophs navigate difficult politics by appearing simpler than they truly are.
فیلسوفان در سیاستهای دشوار با نشان دادن سادگی بیشتر از آنچه هستند، حرکت میکنند.
history remembers those morosophs who survived by playing the fool.
تاریخ آن فیلسوفانی را به یاد میآورد که با بازی احمقیت زنده ماندند.
the philosopher warned that we are all morosophs to some degree.
فیلسوف هشدار داد که ما همگی به نوعی فیلسوفانیم.
religious texts often portray holy figures as morosophs.
متنهای مذهبی اغلب شخصیتهای مقدس را به عنوان فیلسوفان نمایش میدهند.
political advisors sometimes act as morosophs, suggesting dangerous ideas as jokes.
مجریان سیاست گاهی به عنوان فیلسوفان عمل میکنند، ایدههای خطرناک را به عنوان جوک پیشنهاد میدهند.
the morosophs among us see through societal pretenses that others accept blindly.
فیلسوفان در میان ما از ادعاهای اجتماعی که دیگران به طور کورکورانه پذیرفتهاند، عبور میکنند.
some morosophs choose silence, knowing that speaking truth invites persecution.
برخی فیلسوفان سکوت را انتخاب میکنند، چون میدانند که گفتن حقیقت ممکن است به دنبال آزار و اذیت باشد.
the morosophs of every generation serve as mirrors reflecting society's blind spots.
فیلسوفان هر نسل به عنوان آینهای عمل میکنند که نقاط کور جامعه را نشان میدهند.
ancient greek morosophs often hid their wisdom in riddles.
فیلسوفان یونان باستان معمولاً حکمت خود را در رiddles پنهان میکردند.
modern society tends to dismiss the morosophs who speak uncomfortable truths.
جامعه مدرن تمایل دارد فیلسوفانی را که دروغهای ناخوشایند را میگویند، نادیده بگیرد.
the court jester was a morosoph, entertaining nobles while mocking their folly.
جستجور در دادگاه یک فیلسوف بود، اشراف را تفریح میداد و احمقیت آنها را مسخره میکرد.
true morosophs understand that wisdom sometimes requires the mask of foolishness.
فیلسوفان واقعی میدانند که گاهی حکمت نیاز به پردهای از احمقیت دارد.
children often reveal themselves as morosophs with their uncanny insights.
کودکان معمولاً با درکهای غیرمعمول خود به عنوان فیلسوفان بیان میشوند.
the village elder was considered a morosoph, his strange sayings holding deep truth.
بزرگترین فرد روستا به عنوان یک فیلسوف در نظر گرفته میشد، گفتههای عجیب او حکمت عمیقی داشت.
morosophs navigate difficult politics by appearing simpler than they truly are.
فیلسوفان در سیاستهای دشوار با نشان دادن سادگی بیشتر از آنچه هستند، حرکت میکنند.
history remembers those morosophs who survived by playing the fool.
تاریخ آن فیلسوفانی را به یاد میآورد که با بازی احمقیت زنده ماندند.
the philosopher warned that we are all morosophs to some degree.
فیلسوف هشدار داد که ما همگی به نوعی فیلسوفانیم.
religious texts often portray holy figures as morosophs.
متنهای مذهبی اغلب شخصیتهای مقدس را به عنوان فیلسوفان نمایش میدهند.
political advisors sometimes act as morosophs, suggesting dangerous ideas as jokes.
مجریان سیاست گاهی به عنوان فیلسوفان عمل میکنند، ایدههای خطرناک را به عنوان جوک پیشنهاد میدهند.
the morosophs among us see through societal pretenses that others accept blindly.
فیلسوفان در میان ما از ادعاهای اجتماعی که دیگران به طور کورکورانه پذیرفتهاند، عبور میکنند.
some morosophs choose silence, knowing that speaking truth invites persecution.
برخی فیلسوفان سکوت را انتخاب میکنند، چون میدانند که گفتن حقیقت ممکن است به دنبال آزار و اذیت باشد.
the morosophs of every generation serve as mirrors reflecting society's blind spots.
فیلسوفان هر نسل به عنوان آینهای عمل میکنند که نقاط کور جامعه را نشان میدهند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید