mounties

[ایالات متحده]/ˈmaʊntiz/
[بریتانیا]/ˈmaʊntiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پلیس سوار (به ویژه پلیس سواره سلطنتی کانادا)
Word Forms
جمعmountiess

عبارات و ترکیب‌ها

mounties patrol

گشت زدن انتظامات

mounties arrest

دستگیری انتظامات

mounties uniform

نظم انتظامات

mounties duty

وظیفه انتظامات

mounties service

خدمت انتظامات

mounties presence

حضور انتظامات

mounties history

تاریخچه انتظامات

mounties badge

نشان انتظامات

mounties mission

ماموریت انتظامات

mounties training

آموزش انتظامات

جملات نمونه

the mounties patrol the national parks.

ماموران سلطنتی پارک‌های ملی را گشت‌زنی می‌کنند.

mounties are known for their distinctive uniforms.

ماموران سلطنتی به خاطر لباس‌های یکدسته‌شان شناخته می‌شوند.

many tourists take photos with the mounties.

بسیاری از گردشگران عکس‌هایی با ماموران سلطنتی می‌گیرند.

the mounties play a crucial role in canadian law enforcement.

ماموران سلطنتی نقش مهمی در اجرای قانون کانادا ایفا می‌کنند.

mounties often participate in community events.

ماموران سلطنتی اغلب در رویدادهای جامعه شرکت می‌کنند.

the mounties are respected across canada.

ماموران سلطنتی در سراسر کانادا مورد احترام هستند.

mounties help to maintain peace in rural areas.

ماموران سلطنتی به حفظ صلح در مناطق روستایی کمک می‌کنند.

during the parade, the mounties showcased their skills.

در طول رژه، ماموران سلطنتی مهارت‌های خود را به نمایش گذاشتند.

mounties are often called to assist in emergencies.

اغلب از ماموران سلطنتی خواسته می‌شود در شرایط اضطراری کمک کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید