mousepad

[ایالات متحده]/ˈmaʊspæd/
[بریتانیا]/ˈmaʊspæd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سطحی صاف برای قرار دادن ماوس کامپیوتر؛ پدی طراحی شده برای بهبود حرکت ماوس

عبارات و ترکیب‌ها

gaming mousepad

زیرپایه بازی

large mousepad

زیرپایه بزرگ

mousepad design

طراحی زیرپایه

custom mousepad

زیرپایه سفارشی

mousepad surface

سطح زیرپایه

mousepad material

جنس زیرپایه

mousepad size

اندازه زیرپایه

mousepad grip

چسبندگی زیرپایه

mousepad cleaning

تمیز کردن زیرپایه

mousepad features

ویژگی‌های زیرپایه

جملات نمونه

i need to buy a new mousepad for my computer.

من نیاز دارم یک زیرپد ماوس جدید برای کامپیوتر خود بخرم.

the mousepad is too dirty and needs cleaning.

زیرپد ماوس خیلی کثیف است و نیاز به تمیز کردن دارد.

she prefers a large mousepad for gaming.

او ترجیح می دهد برای بازی کردن یک زیرپد ماوس بزرگ داشته باشد.

my mouse glides smoothly on this mousepad.

ماوس من به راحتی روی این زیرپد ماوس حرکت می کند.

he customized his mousepad with a personal design.

او زیرپد ماوس خود را با یک طرح شخصی سفارشی کرد.

using a mousepad can improve your gaming performance.

استفاده از زیرپد ماوس می تواند عملکرد بازی شما را بهبود بخشد.

she bought a mousepad with a wrist rest for comfort.

او یک زیرپد ماوس با یک تکیه گاه مچ دست برای راحتی بیشتر خرید.

the mousepad is made of eco-friendly materials.

زیرپد ماوس از مواد سازگار با محیط زیست ساخته شده است.

he always carries a portable mousepad when traveling.

او همیشه هنگام سفر یک زیرپد ماوس قابل حمل با خود حمل می کند.

my cat loves to sit on my mousepad while i work.

گربه من عاشق نشستن روی زیرپد ماوس من در حالی که من کار می کنم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید