msasas

[ایالات متحده]/ˈmzɑːsɑːz/
[بریتانیا]/ˈmzɑːsɑːz/

ترجمه

n. فرم جمع msasa؛ اشاره به مناطق پیاده‌روی یا مناطق مسکونی (به ویژه در منطقه هاراره، زیمبابو)

جملات نمونه

the technical report contains several critical msasas that must be addressed immediately.

گزارش فنی چندین مسأله اساسی را که باید فوراً مورد بررسی قرار گیرند، شامل می‌شود.

current msasas indicate a significant shift in market trends.

مسائل فعلی نشان دهنده تغییر معناداری در روند بازار می‌باشند.

to calculate the total, divide the primary msasas by the coefficient.

برای محاسبه کل، مسأله‌های اصلی را بر ضریب تقسیم کنید.

historical msasas provide context for the recent environmental changes.

مسائل تاریخی برای تغییرات محیطی اخیر زمینه‌ساز هستند.

each column in the database is designed to store specific msasas.

هر ستون در پایگاه داده برای ذخیره مسائل خاصی طراحی شده است.

primary msasas were collected directly from the source.

مسائل اصلی به طور مستقیم از منبع جمع‌آوری شدند.

reliable msasas are essential for accurate forecasting.

مسائل قابل اعتماد برای پیش‌بینی دقیق ضروری هستند.

comparative msasas highlight the efficiency gap between the two systems.

مسائل مقایسه‌ای فاصله کارایی بین دو سیستم را روشن می‌کنند.

annual msasas show a steady increase in productivity.

مسائل سالانه افزایش پایداری بهره‌وری را نشان می‌دهند.

the instrument failed to record the necessary msasas.

دستگاه قادر به ثبت مسأله‌های لازم نبود.

aggregate msasas suggest a successful quarter.

مسائل جمعیتی نشان دهنده یک فصل موفق هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید