mucin

[ایالات متحده]/ˈmjuːsɪn/
[بریتانیا]/ˈmjuːsɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی پروتئین که جزء کلیدی مخاط است؛ موکروپروتئین؛ ماده‌ای که در مخاط یافت می‌شود
Word Forms
جمعmucins

عبارات و ترکیب‌ها

mucin secretion

ترشح مخاط

mucin production

تولید مخاط

mucin layer

لایه مخاط

mucin gene

ژن مخاط

mucin type

نوع مخاط

mucin structure

ساختار مخاط

mucin function

عملکرد مخاط

mucin expression

بیان مخاط

mucin analysis

تجزیه و تحلیل مخاط

mucin interaction

تعامل مخاط

جملات نمونه

mucin plays a crucial role in protecting the mucous membranes.

موکوین نقش حیاتی در محافظت از غشاهای مخاطی ایفا می‌کند.

high levels of mucin can indicate certain health conditions.

سطوح بالای موکوین می‌تواند نشان‌دهنده شرایط سلامتی خاص باشد.

the presence of mucin helps to lubricate the digestive tract.

حضور موکوین به روان‌سازی دستگاه گوارش کمک می‌کند.

mucin is often studied in relation to respiratory diseases.

موکوین اغلب در رابطه با بیماری‌های تنفسی مورد مطالعه قرار می‌گیرد.

excess mucin production can lead to mucus buildup.

تولید بیش از حد موکوین می‌تواند منجر به تجمع مخاط شود.

researchers are investigating the properties of mucin for medical applications.

محققان در حال بررسی خواص موکوین برای کاربردهای پزشکی هستند.

mucin is a key component of saliva and gastric juices.

موکوین یک جزء کلیدی بزاق و آب معده است.

some studies focus on how mucin affects drug absorption.

برخی از مطالعات بر نحوه تأثیر موکوین بر جذب دارو تمرکز دارند.

the structure of mucin can vary significantly between species.

ساختار موکوین می‌تواند به طور قابل توجهی بین گونه‌ها متفاوت باشد.

understanding mucin's role in the body is essential for developing treatments.

درک نقش موکوین در بدن برای توسعه درمان‌ها ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید