mucor

[ایالات متحده]/ˈmjuːkɔː/
[بریتانیا]/ˈmjuːkɔr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک جنس از قارچ‌ها که شامل گونه‌هایی است که به طور معمول به عنوان کپک شناخته می‌شوند؛ به طور خاص به کپک سفید اشاره دارد
Word Forms
جمعmucors

عبارات و ترکیب‌ها

mucor species

گونه‌های ملاس

mucor infection

عفونت ملاس

mucor growth

رشد ملاس

mucor fungi

قارچ‌های ملاس

mucor spores

هاگ‌های ملاس

mucor culture

کشت ملاس

mucor disease

بیماری ملاس

mucor contamination

آلودگی ملاس

mucor mycelium

مایسل ملاس

mucor taxonomy

طبقه بندی ملاس

جملات نمونه

mucor can be found in decaying organic matter.

میكور می‌تواند در مواد آلی در حال پوسیدگی یافت شود.

infections caused by mucor are rare but serious.

عفونت‌های ناشی از میكور نادر اما جدی هستند.

mucor species are important in the decomposition process.

گونه‌های میكور در فرآیند تجزیه مهم هستند.

researchers study mucor to understand fungal behavior.

محققان میكور را برای درک رفتار قارچی مطالعه می‌کنند.

some types of mucor can cause spoilage in food.

برخی از انواع میكور می‌توانند باعث فساد در غذا شوند.

mucor plays a role in nutrient cycling in ecosystems.

میكور نقش مهمی در چرخه‌بندی مواد مغذی در اکوسیستم‌ها دارد.

identifying mucor species requires specialized techniques.

شناسایی گونه‌های میكور نیاز به تکنیک‌های تخصصی دارد.

mucor can thrive in damp and warm environments.

میكور می‌تواند در محیط‌های مرطوب و گرم رشد کند.

some people are allergic to mucor spores.

برخی از افراد به هاگ‌های میكور حساسیت دارند.

controlling mucor growth is essential in food storage.

کنترل رشد میكور در نگهداری مواد غذایی ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید