mucuss

[ایالات متحده]/'mjuːkəs/
[بریتانیا]/'mjukəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ترشح ضخیم و لزج، معمولاً تولید شده توسط بینی یا مجاری تنفسی.

عبارات و ترکیب‌ها

excessive mucus production

تولید بیش از حد مخاط

coughing up mucus

سرفه همراه با خلط

cervical mucus

مخاط گردنی

جملات نمونه

the viscid mucus lining of the intestine.

آستر چسبناک مخاطی روده.

Coughing clears the lungs of mucus.

سرفه خلط را از ریه‌ها پاک می‌کند.

It is commonly caused by chronic alveolar hypoventilation or air way mucus plugging.

این مورد معمولاً ناشی از هیپوونتیلاسیون مزمن آلوئولی یا انسداد مخاط راه هوایی است.

Make cuttlefish into mucus, use shive roll it, moisten egg slurry, bread bran and lavender on it, fry it for 6 minutes.

سرمه ماهی را به مخاط تبدیل کنید، از کاه استفاده کنید، آن را رول کنید، با مخلوط تخم مرغ، تفاله نان و اسطوخودوس مرطوب کنید، 6 دقیقه سرخ کنید.

The characteristic changes at necropsy were swelling, hyperemia, hemorrhage and atrophy of proventriculus papillae and with mucus on the surface of papillae.

تغییرات مشخص در کالبدشکشی شامل تورم، هایپرمی، خونریزی و تحلیل پاپیلای پروونتریکلوس و وجود مخاط بر روی سطح پاپیل بود.

The bacteria in your large intestine eat your unwanted dead cells, and mucins (which are part of the mucus lining of your gut), so generating useful chemicals and waste gases.

باکتری های روده بزرگ شما سلول های مرده ناخواسته و موسین ها (که بخشی از پوشش مخاطی روده شما هستند) را می خورند، بنابراین مواد شیمیایی مفید و گازهای زائد تولید می کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید