mudflats

[ایالات متحده]/ˈmʌdflæts/
[بریتانیا]/ˈmʌdˌflæts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نواحی ساحلی از گل که در زمان جزر و مد بالا توسط آب دریا پوشیده می‌شوند

عبارات و ترکیب‌ها

mudflats habitat

زیستگاه تالاب‌های گل‌آلود

mudflats ecosystem

زیست‌بوم تالاب‌های گل‌آلود

mudflats wildlife

جانوران تالاب‌های گل‌آلود

mudflats restoration

بازسازی تالاب‌های گل‌آلود

mudflats survey

بررسی تالاب‌های گل‌آلود

mudflats research

تحقیقات در مورد تالاب‌های گل‌آلود

mudflats conservation

حفاظت از تالاب‌های گل‌آلود

mudflats area

مساحت تالاب‌های گل‌آلود

mudflats species

گونه‌های تالاب‌های گل‌آلود

mudflats management

مدیریت تالاب‌های گل‌آلود

جملات نمونه

the mudflats are home to many species of birds.

تندگاه‌ها زیستگاه بسیاری از گونه‌های پرندگان هستند.

walking on the mudflats can be quite slippery.

قدم زدن روی تندگاه‌ها می‌تواند بسیار لغزنده باشد.

during low tide, the mudflats reveal a rich ecosystem.

در زمان جزر، تندگاه‌ها یک اکوسیستم غنی را آشکار می‌کنند.

we observed crabs scuttling across the mudflats.

ما خرچنگ‌هایی را که در حال دویدن روی تندگاه‌ها بودند مشاهده کردیم.

the mudflats provide important feeding grounds for migratory birds.

تندگاه‌ها زمین‌های تغذیه مهمی برای پرندگان مهاجر فراهم می‌کنند.

many fishermen visit the mudflats at low tide.

بسیاری از ماهیگیران در زمان جزر به تندگاه‌ها مراجعه می‌کنند.

the mudflats are essential for coastal protection.

تندگاه‌ها برای حفاظت از ساحل ضروری هستند.

exploring the mudflats can be a fun adventure.

کاوش در تندگاه‌ها می‌تواند یک ماجراجویی سرگرم‌کننده باشد.

researchers study the biodiversity of the mudflats.

محققان تنوع زیستی تندگاه‌ها را مطالعه می‌کنند.

sunset over the mudflats creates a beautiful scene.

غروب خورشید بر فراز تندگاه‌ها صحنه‌ای زیبا ایجاد می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید