muftis

[ایالات متحده]/ˈmʌftɪz/
[بریتانیا]/ˈmʌftɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. لباس گشاد و غیررسمی که توسط یک مسلمان پوشیده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

muftis are wise

عالمان عاقل هستند

muftis give guidance

عالمان راهنمایی می کنند

muftis issue fatwas

عالمان فتوای صادر می کنند

muftis interpret law

عالمان قانون را تفسیر می کنند

muftis hold authority

عالمان قدرت دارند

muftis provide rulings

عالمان رای صادر می کنند

muftis promote justice

عالمان عدالت را ترویج می کنند

muftis offer opinions

عالمان نظر می دهند

muftis teach ethics

عالمان اخلاق آموزش می دهند

muftis advise communities

عالمان به جوامع مشاوره می دهند

جملات نمونه

muftis provide guidance on religious matters.

مفتیان راهنمایی در امور مذهبی ارائه می‌دهند.

many muftis are consulted for legal opinions.

بسیاری از مفتیان برای دریافت نظر حقوقی مشورت می‌شوند.

muftis play a crucial role in islamic communities.

مفتیان نقش مهمی در جوامع اسلامی ایفا می‌کنند.

the muftis issued a fatwa on the issue.

مفتیان در مورد این موضوع فتوایی صادر کردند.

muftis often hold significant influence in society.

مفتیان اغلب نفوذ قابل توجهی در جامعه دارند.

young scholars aspire to become muftis.

محققان جوان مشتاقند که به مفتی تبدیل شوند.

muftis are responsible for interpreting religious texts.

مفتیان مسئول تفسیر متون دینی هستند.

in some countries, muftis have judicial authority.

در برخی کشورها، مفتیان اختیار قضایی دارند.

muftis often participate in interfaith dialogues.

مفتیان اغلب در گفتگوهای بین ادیان شرکت می‌کنند.

communities look to muftis for ethical guidance.

جامعه برای راهنمایی اخلاقی به مفتیان مراجعه می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید