mughal

[ایالات متحده]/ˈmu:ɡʌl,muˈɡʌl/
[بریتانیا]/muˈɡʌl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرد تأثیرگذار; شخصیت قدرتمند
adj. مربوط به امپراتوری مغول

عبارات و ترکیب‌ها

Mughal Empire

امپراتوری مغول

Mughal architecture

معماری مغول

Mughal art

هنر مغول

جملات نمونه

Writing about the “Throne of the Mughal”, a tableau with dozens of enamelled and bejewelled figures, he states that the ruler is an “imaginary Asian”.

در مورد «تاج و تخت مغول»، یک تابلوی نقاشی با ده‌ها شخصیت منقش و جواهرنشان، او بیان می‌کند که حاکم یک «آسیایی خیالی» است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید