multimer

[ایالات متحده]/ˈmʌltɪmər/
[بریتانیا]/ˈmʌltɪmɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مجموعه‌ای از مولکول‌های متعدد، معمولاً پروتئین‌ها، که یک ساختار بزرگتر را تشکیل می‌دهند

عبارات و ترکیب‌ها

multimer complex

پیچ چندتایی

multimer formation

تشکیل چندتایی

multimeric structure

ساختار چندواحدی

multimeric protein

پروتئین چندواحدی

multimer analysis

تجزیه و تحلیل چندتایی

multimer detection

تشخیص چندتایی

multimer assembly

مونتاژ چندتایی

multimer interaction

تعامل چندتایی

multimer stability

پایداری چندتایی

multimer synthesis

سنتز چندتایی

جملات نمونه

the protein forms a multimer in the solution.

پروتئین در محلول یک مولتیمر تشکیل می‌دهد.

researchers are studying the behavior of the multimer.

محققان در حال مطالعه رفتار مولتیمر هستند.

the multimer is essential for the enzyme's function.

مولتیمر برای عملکرد آنزیم ضروری است.

they discovered a new type of multimer in the experiment.

آنها یک نوع جدید از مولتیمر را در آزمایش کشف کردند.

the multimer can enhance the stability of the compound.

مولتیمر می‌تواند پایداری ترکیب را افزایش دهد.

understanding the multimer formation is critical in biochemistry.

درک تشکیل مولتیمر در زیوشیمی بسیار مهم است.

the multimeric structure contributes to its biological activity.

ساختار مولتیمری به فعالیت بیولوژیکی آن کمک می‌کند.

scientists are exploring the applications of multimeric proteins.

دانشمندان در حال بررسی کاربردهای پروتئین‌های مولتیمری هستند.

the multimer can interact with other molecules.

مولتیمر می‌تواند با مولکول‌های دیگر تعامل داشته باشد.

we need to analyze the multimer's composition further.

ما باید ترکیب مولتیمر را بیشتر تجزیه و تحلیل کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید