multinational

[ایالات متحده]/ˌmʌltiˈnæʃnəl/
[بریتانیا]/ˌmʌltiˈnæʃnəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شامل یا عمل در چندین کشور
n. شرکتی که در کشورهای متعدد فعالیت می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

multinational corporation

شرکت چندملیتی

multinational company

شرکت چندملیتی

multinational enterprise

شرکت چندملیتی

جملات نمونه

a multinational research project.

یک پروژه تحقیقاتی چند ملیتی

a mammoth multinational corporation.

یک شرکت چندملیتی بزرگ.

a plane on charter to a multinational company.

یک هواپیما که به شرکت چندملیتی اجاره داده شده است.

these multinationals have a soft underbelly.

این شرکت‌های چند ملیتی یک نقطه ضعف دارند.

the headquarters of a multinational corporation;

دفتر مرکزی یک شرکت چندملیتی;

foreign multinationals operating in the UK

شرکت‌های چند ملیتی خارجی که در بریتانیا فعالیت می‌کنند

The firm was taken over by a multinational consulting firm.

شرکت توسط یک شرکت مشاوره چندملیتی خریداری شد.

multinational monopolies batten on the working classes.

موناپولی‌های چندملیتی از طبقات کارگر سود می‌برند.

a mucky mix of political wheeler-dealing and multinational corruption.

ترکیبی کثیف از معاملات سیاسی و فساد بین‌المللی.

both media synchronize national interests with multinational scope.

هم رسانه ها منافع ملی را با دامنه چند ملیتی هماهنگ می کنند.

Many multinational companies have substantial operations in this area.

بسیاری از شرکت‌های چند ملیتی عملیات قابل توجهی در این منطقه دارند.

1,500 troops were sent to join the multinational force.

۱۵۰۰ سرباز برای پیوستن به نیروهای چند ملیتی اعزام شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید