mussets

[ایالات متحده]/ˈmʌsɪts/
[بریتانیا]/ˈmʌsɪts/

ترجمه

n. گونه‌ای ماهیگیری با پوسته‌ای تاریک و طویل که در آب شور یا آب شیرین زندگی می‌کند
prop.n. نام خانوادگی یک شاعر و نویسنده فرانسوی (Alfred de Musset, 1810-1857)

جملات نمونه

fresh mussels are steamed with white wine and garlic.

مگرو میوه تازه با شامپاگن و پیاز در آب جوش پخته می‌شود.

the chef recommends mussels in a creamy broth.

شکم‌پز با یک کلوچه شیری را پовар توصیه می‌کند.

she cleaned the mussels thoroughly before cooking.

او قبل از پختن مگرو میوه را به طور کامل تمیز کرد.

we ordered a pot of steamed mussels for dinner.

ما برای شام یک قابلمه مگرو میوه پخته شده سفارش دادیم.

fresh mussels should have tightly closed shells.

مگرو میوه تازه باید پوسته‌های بسته‌ای داشته باشند.

the restaurant is famous for its garlic mussels.

این رستوران به خاطر مگرو میوه‌های پیازی معروف است.

he learned how to debeard mussels properly.

او یاد گرفت که چطور به درستی مگرو میوه‌ها را از باره‌هایشان پاک کند.

mussels cook very quickly, usually in just a few minutes.

مگرو میوه‌ها بسیار سریع پخته می‌شوند، معمولاً در چند دقیقه.

add fresh parsley to the mussels for garnish.

برای زیبایی‌بخشی، چند تا ریحان تازه به مگرو میوه‌ها اضافه کنید.

the market sells locally harvested mussels.

بازار مگرو میوه‌های محلی را به فروش می‌گذارد.

do not eat mussels that do not open during cooking.

مگرو میوه‌هایی که در حین پختن باز نمی‌شوند نخورده‌اید.

mussels pair wonderfully with crusty bread.

مگرو میوه‌ها به طور عالی با نان گوشت‌دار همراه هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید