mutagenic

[ایالات متحده]/ˌmjuːtəˈdʒɛnɪk/
[بریتانیا]/ˌmjuːtəˈdʒɛnɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. ایجاد جهش در موجودات; مرتبط با جهش‌زاها

عبارات و ترکیب‌ها

mutagenic effects

اثرات جهش‌زا

mutagenic substances

مواد جهش‌زا

mutagenic agents

عوامل جهش‌زا

mutagenic potential

ظرفیت جهش‌زا

mutagenic risk

خطر جهش‌زا

mutagenic compounds

ترکیبات جهش‌زا

mutagenic properties

ویژگی‌های جهش‌زا

mutagenic tests

آزمایش‌های جهش‌زا

mutagenic exposure

قرار گرفتن در معرض جهش‌زا

mutagenic influences

تاثیرات جهش‌زا

جملات نمونه

the study showed that the chemical is mutagenic.

مطالعه نشان داد که این ماده شیمیایی جهش‌زا است.

exposure to mutagenic substances can lead to cancer.

قرار گرفتن در معرض مواد جهش‌زا می‌تواند منجر به سرطان شود.

scientists are investigating the mutagenic effects of radiation.

دانشمندان در حال بررسی اثرات جهش‌زا تشعشع هستند.

some viruses are known to be mutagenic.

برخی از ویروس‌ها به عنوان جهش‌زا شناخته شده‌اند.

mutagenic agents can alter dna sequences.

عوامل جهش‌زا می‌توانند توالی‌های DNA را تغییر دهند.

the mutagenic potential of this compound is concerning.

پتانسیل جهش‌زای این ترکیب نگران‌کننده است.

regulations are in place to limit mutagenic exposures.

قوانینی برای محدود کردن قرار گرفتن در معرض مواد جهش‌زا وجود دارد.

testing for mutagenic properties is essential in drug development.

آزمایش برای خواص جهش‌زا در توسعه دارو ضروری است.

some food additives are suspected to be mutagenic.

برخی از افزودنی‌های غذایی مشکوک به جهش‌زا بودن هستند.

understanding mutagenic mechanisms helps in cancer research.

درک مکانیسم‌های جهش‌زا به کمک تحقیقات سرطان کمک می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید