mycology

[ایالات متحده]/maɪˈkɒlədʒi/
[بریتانیا]/maɪˈkɑːləʤi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شاخه‌ای از زیست‌شناسی که به مطالعه قارچ‌ها مربوط می‌شود؛ مطالعه قارچ‌ها، از جمله خواص ژنتیکی و بیوشیمیایی آن‌ها
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

mycology research

تحقیقات قارسی‌شناسی

mycology studies

مطالعات قارسی‌شناسی

mycology courses

دوره‌های قارسی‌شناسی

mycology fieldwork

کار میدانی قارسی‌شناسی

mycology lab

آزمایشگاه قارسی‌شناسی

mycology experts

متخصصان قارسی‌شناسی

mycology applications

کاربردهای قارسی‌شناسی

mycology techniques

تکنیک‌های قارسی‌شناسی

mycology publications

نشریات قارسی‌شناسی

mycology conferences

کنفرانس‌های قارسی‌شناسی

جملات نمونه

mycology is the study of fungi.

می­کولوژی مطالعه قارچ‌ها است.

many scientists specialize in mycology.

بسیاری از دانشمندان در می­کولوژی تخصص دارند.

mycology plays a crucial role in medicine.

می­کولوژی نقش مهمی در پزشکی ایفا می‌کند.

understanding mycology can help in agriculture.

درک می­کولوژی می‌تواند در کشاورزی کمک کند.

mycology involves studying mushroom species.

می­کولوژی شامل مطالعه گونه‌های قارچ می‌شود.

courses in mycology are offered at many universities.

دوره‌های می­کولوژی در بسیاری از دانشگاه‌ها ارائه می‌شود.

mycology can provide insights into ecosystem health.

می­کولوژی می‌تواند بینشی در مورد سلامت اکوسیستم ارائه دهد.

fieldwork is essential for mycology research.

کار میدانی برای تحقیقات می­کولوژی ضروری است.

mycology helps in the discovery of new antibiotics.

می­کولوژی به کشف آنتی‌بیوتیک‌های جدید کمک می‌کند.

fungi are a major focus of mycology studies.

قارچ‌ها یک نقطه تمرکز اصلی در مطالعات می­کولوژی هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید