myelomas

[ایالات متحده]/maɪəˈloʊmə/
[بریتانیا]/maɪəˈloʊmə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی سرطان که بر سلول‌های پلاسما در مغز استخوان تأثیر می‌گذارد

عبارات و ترکیب‌ها

multiple myeloma

میلوما متعدد

myeloma treatment

درمان میلوما

myeloma symptoms

علائم میلوما

myeloma diagnosis

تشخیص میلوما

myeloma research

تحقیقات میلوما

myeloma relapse

عود میلوما

myeloma progression

پیشرفت میلوما

myeloma therapy

درمان میلوما

myeloma patient

بیمار مبتلا به میلوما

myeloma survival

بقای بیماران مبتلا به میلوما

جملات نمونه

myeloma is a type of cancer that affects plasma cells.

میلوما نوعی سرطان است که بر سلول‌های پلاسما تأثیر می‌گذارد.

patients with myeloma often experience bone pain.

بیماران مبتلا به میلوما اغلب درد استخوان را تجربه می‌کنند.

early diagnosis of myeloma can improve treatment outcomes.

تشخیص زودهنگام میلوما می‌تواند نتایج درمان را بهبود بخشد.

myeloma can lead to kidney damage if left untreated.

اگر درمان نشود، میلوما می‌تواند منجر به آسیب کلیه شود.

there are several treatment options available for myeloma.

چندین گزینه درمانی برای میلوما وجود دارد.

research is ongoing to find better therapies for myeloma.

تحقیقات برای یافتن درمان‌های بهتر برای میلوما ادامه دارد.

myeloma can cause anemia and fatigue in patients.

میلوما می‌تواند باعث کم‌خونی و خستگی در بیماران شود.

support groups can help those diagnosed with myeloma.

گروه‌های حمایتی می‌توانند به کسانی که به میلوما مبتلا شده‌اند کمک کنند.

myeloma is more common in older adults.

میلوما در بزرگسالان مسن بیشتر شایع است.

clinical trials are essential for advancing myeloma treatment.

آزمایش‌های بالینی برای پیشرفت درمان میلوما ضروری هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید