mylodon

[ایالات متحده]/ˈmaɪləˌdɒn/
[بریتانیا]/ˈmaɪləˌdɑn/

ترجمه

n. نوعی پستاندار بزرگ و منقرض شده از آمریکای جنوبی که با تنبل‌ها مرتبط است
Word Forms
جمعmylodons

عبارات و ترکیب‌ها

mylodon skeleton

اسکلت میلودون

mylodon habitat

زیستگاه میلودون

mylodon fossil

فسیل میلودون

mylodon discovery

کشف میلودون

mylodon species

گونه‌های میلودون

mylodon remains

آثار باقی‌مانده میلودون

mylodon research

تحقیقات میلودون

mylodon diet

رژیم غذایی میلودون

mylodon extinction

منقرض شدن میلودون

mylodon size

اندازه میلودون

جملات نمونه

the mylodon was a giant ground sloth.

مایلودون یک بیدالو زمین غول پیکر بود.

scientists discovered mylodon fossils in south america.

دانشمندان بقایای فسیلی مایلودون را در آمریکای جنوبی کشف کردند.

mylodon lived during the pleistocene epoch.

مایلودون در دوره پلیستوسن زندگی می‌کرد.

many mylodon remains have been found in caves.

بسیاری از بقایای مایلودون در غارها یافت شده است.

mylodon was herbivorous and fed on vegetation.

مایلودون گیاهخوار بود و از گیاهان تغذیه می‌کرد.

the size of a mylodon could reach up to 3 meters.

اندازه یک مایلودون می‌توانست تا 3 متر برسد.

mylodon is often studied for its unique adaptations.

مایلودون اغلب به دلیل سازگاری‌های منحصر به فردش مورد مطالعه قرار می‌گیرد.

some believe mylodon may have coexisted with early humans.

برخی معتقدند که مایلودون ممکن است با انسان‌های اولیه همزمان بوده است.

the extinction of the mylodon is still a topic of research.

ناپدید شدن مایلودون هنوز موضوع تحقیقات است.

mylodon has been depicted in various documentaries.

مایلودون در مستندهای مختلف به تصویر کشیده شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید