myogram

[ایالات متحده]/ˈmaɪəʊɡræm/
[بریتانیا]/ˈmaɪəˌɡræm/

ترجمه

n. ضبط فعالیت عضلانی
Word Forms
جمعmyograms

عبارات و ترکیب‌ها

myogram analysis

آنالیز میوگرام

myogram measurement

اندازه گیری میوگرام

myogram interpretation

تفسیر میوگرام

myogram report

گزارش میوگرام

myogram data

داده های میوگرام

myogram results

نتایج میوگرام

myogram technique

تکنیک میوگرام

myogram study

مطالعه میوگرام

myogram findings

یافته های میوگرام

myogram device

دستگاه میوگرام

جملات نمونه

the myogram showed significant muscle activity.

میوگرام فعالیت عضلانی قابل توجهی را نشان داد.

doctors use a myogram to assess muscle function.

پزشکان از میوگرام برای ارزیابی عملکرد عضلات استفاده می کنند.

after the test, the myogram results were analyzed.

پس از انجام آزمایش، نتایج میوگرام تجزیه و تحلیل شدند.

a myogram can help diagnose neuromuscular disorders.

میوگرام می تواند به تشخیص اختلالات نوروموسکولار کمک کند.

the technician prepared the patient for the myogram.

تکنسین بیمار را برای انجام میوگرام آماده کرد.

understanding the myogram is crucial for treatment planning.

درک میوگرام برای برنامه ریزی درمان بسیار مهم است.

she was relieved when her myogram results came back normal.

او از این که نتایج میوگرام او طبیعی بود، احساس راحتی کرد.

they compared the myogram with previous tests.

آنها میوگرام را با آزمایشات قبلی مقایسه کردند.

the myogram indicated a need for further investigation.

میوگرام نشان دهنده نیاز به بررسی بیشتر بود.

he learned how to interpret the myogram readings.

او یاد گرفت که چگونه نتایج میوگرام را تفسیر کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید