myope

[ایالات متحده]/ˈmaɪəʊp/
[بریتانیا]/ˈmaɪoʊp/

ترجمه

n. فردی که نزدیک‌بین است؛ فردی با میوپیا
Word Forms
جمعmyopes

عبارات و ترکیب‌ها

myope vision

چشم‌رسانی دور

myope eyes

چشمان نزدیک‌بین

myope condition

وضعیت نزدیک‌بینی

myope correction

تصحیح نزدیک‌بینی

myope glasses

عینک نزدیک‌بین

myope treatment

درمان نزدیک‌بینی

myope diagnosis

تشخیص نزدیک‌بینی

myope symptoms

علائم نزدیک‌بینی

myope test

تست نزدیک‌بینی

myope care

مراقبت از نزدیک‌بینی

جملات نمونه

he is a myope who needs glasses to read.

او یک دورچشم است که برای خواندن به عینک نیاز دارد.

many myopes struggle with blurry vision.

بسیاری از دورچشمی‌ها با دید تار دست و پنجه نرم می‌کنند.

she decided to get contact lenses because she is myope.

او تصمیم گرفت لنز تماسی تهیه کند زیرا دورچشم است.

being myope can affect your confidence in social situations.

دورچشمی بودن می‌تواند بر اعتماد به نفس شما در موقعیت‌های اجتماعی تأثیر بگذارد.

he often complains about headaches due to his myope condition.

او اغلب به دلیل وضعیت دورچشمی خود در مورد سردردها شکایت می‌کند.

she was diagnosed as myope at a young age.

او در سن جوانی به دورچشمی مبتلا شد.

myopes should have regular eye check-ups.

دورچشمی‌ها باید معاینات منظم چشم داشته باشند.

he prefers using glasses over contacts because he is myope.

او ترجیح می‌دهد به دلیل دورچشمی از عینک استفاده کند تا لنز تماسی.

many students are myopes and need help in class.

بسیاری از دانش آموزان دورچشم هستند و به کمک در کلاس نیاز دارند.

her myope condition makes it difficult to see the board.

وضعیت دورچشمی او باعث می‌شود دیدن تخته را دشوار کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید