mêlée

[ایالات متحده]//ˈmɛleɪ//
[بریتانیا]//ˈmɛleɪ//

ترجمه

n. یک مبارزه یا ترکش پر از حواس پرتی؛ یک وضعیت پر از هیاهو یا ناچیزی؛ (ورزش) یک مبارزه یا گروه چگچگ در رگبی؛ یک وضعیت پر از حواس پرتی یا ناچیزی

جملات نمونه

a chaotic mêlée erupted after the final whistle.

پس از زنگ پایانی، یک میلهٔ خیلی باشگاهی رخ داد.

the verbal mêlée between the two politicians continued for hours.

میلهٔ گفت‌وگو بین دو سیاستمدار به مدت ساعات ادامه یافت.

journalists pushed through the crowd, caught in the media mêlée.

خبرنگاران از جمع خیابان عبور کردند و در میلهٔ رسانه‌ای گرفتار شدند.

during the mêlée, several fans were injured.

در میله، چند نفر از هواداران زخمی شدند.

the party turned into a mêlée when the music stopped.

وقتی موسیقی متوقف شد، جشن به میله تبدیل شد.

amid the mêlée, the thief escaped unnoticed.

در میله، راهبزن بدون اینکه کسی آن را متوجه شود فرار کرد.

a political mêlée ensued after the election results were announced.

پس از اعلام نتایج انتخابات، یک میلهٔ سیاسی رخ داد.

the meeting devolved into a mêlée of accusations.

جلسه به یک میلهٔ اتهامات تبدیل شد.

soldiers charged into the mêlée without hesitation.

نیروهای نظامی بدون تردید به میله حمله کردند.

the verbal mêlée on social media lasted for days.

میلهٔ گفت‌وگو در رسانه‌های اجتماعی به مدت روزها ادامه یافت.

in the heat of the mêlée, no one noticed the fire starting.

در گرمای میله، هیچ‌کس به آتش‌سوزی توجه نکرد.

the electoral mêlée showed no signs of ending soon.

میلهٔ انتخاباتی علائمی از پایان نزدیک نشان نمی‌داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید