nablab

[ایالات متحده]/ˈneɪblæb/
[بریتانیا]/ˈneɪblæb/

ترجمه

n. آبجو کم الکل، آبجو غیر الکلی
Word Forms
جمعnablabs

عبارات و ترکیب‌ها

nablab test

آزمون نابلا

nablab report

گزارش نابلا

nablab results

نتایج نابلا

nablab analysis

تجزیه و تحلیل نابلا

nablab sample

نمونه نابلا

nablab data

اطلاعات نابلا

nablab method

روش نابلا

nablab procedure

روش اجرایی نابلا

nablab standard

استاندارد نابلا

nablab protocol

پروتکل نابلا

جملات نمونه

she decided to nablab her friends for the weekend trip.

او تصمیم گرفت دوستانش را برای سفر آخر هفته برنامه ریزی کند.

it's important to nablab your ideas before presenting them.

قبل از ارائه آنها، مهم است که ایده های خود را برنامه ریزی کنید.

he plans to nablab his schedule for the upcoming project.

او قصد دارد برنامه خود را برای پروژه آینده برنامه ریزی کند.

they often nablab their strategies during team meetings.

آنها اغلب استراتژی های خود را در طول جلسات تیم برنامه ریزی می کنند.

before the event, we need to nablab the logistics.

قبل از رویداد، ما باید لجستیک را برنامه ریزی کنیم.

she took some time to nablab her thoughts on the matter.

او زمانی را برای برنامه ریزی افکار خود در مورد موضوع اختصاص داد.

it's best to nablab your resources before starting the project.

بهتر است منابع خود را قبل از شروع پروژه برنامه ریزی کنید.

he likes to nablab his goals for the new year.

او دوست دارد اهداف خود را برای سال جدید برنامه ریزی کند.

we should nablab the presentation to make it more effective.

ما باید ارائه را برنامه ریزی کنیم تا مؤثرتر شود.

she often nablabs her plans with her mentor.

او اغلب برنامه های خود را با مربی خود برنامه ریزی می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید