| جمع | nablabs |
nablab test
آزمون نابلا
nablab report
گزارش نابلا
nablab results
نتایج نابلا
nablab analysis
تجزیه و تحلیل نابلا
nablab sample
نمونه نابلا
nablab data
اطلاعات نابلا
nablab method
روش نابلا
nablab procedure
روش اجرایی نابلا
nablab standard
استاندارد نابلا
nablab protocol
پروتکل نابلا
she decided to nablab her friends for the weekend trip.
او تصمیم گرفت دوستانش را برای سفر آخر هفته برنامه ریزی کند.
it's important to nablab your ideas before presenting them.
قبل از ارائه آنها، مهم است که ایده های خود را برنامه ریزی کنید.
he plans to nablab his schedule for the upcoming project.
او قصد دارد برنامه خود را برای پروژه آینده برنامه ریزی کند.
they often nablab their strategies during team meetings.
آنها اغلب استراتژی های خود را در طول جلسات تیم برنامه ریزی می کنند.
before the event, we need to nablab the logistics.
قبل از رویداد، ما باید لجستیک را برنامه ریزی کنیم.
she took some time to nablab her thoughts on the matter.
او زمانی را برای برنامه ریزی افکار خود در مورد موضوع اختصاص داد.
it's best to nablab your resources before starting the project.
بهتر است منابع خود را قبل از شروع پروژه برنامه ریزی کنید.
he likes to nablab his goals for the new year.
او دوست دارد اهداف خود را برای سال جدید برنامه ریزی کند.
we should nablab the presentation to make it more effective.
ما باید ارائه را برنامه ریزی کنیم تا مؤثرتر شود.
she often nablabs her plans with her mentor.
او اغلب برنامه های خود را با مربی خود برنامه ریزی می کند.
nablab test
آزمون نابلا
nablab report
گزارش نابلا
nablab results
نتایج نابلا
nablab analysis
تجزیه و تحلیل نابلا
nablab sample
نمونه نابلا
nablab data
اطلاعات نابلا
nablab method
روش نابلا
nablab procedure
روش اجرایی نابلا
nablab standard
استاندارد نابلا
nablab protocol
پروتکل نابلا
she decided to nablab her friends for the weekend trip.
او تصمیم گرفت دوستانش را برای سفر آخر هفته برنامه ریزی کند.
it's important to nablab your ideas before presenting them.
قبل از ارائه آنها، مهم است که ایده های خود را برنامه ریزی کنید.
he plans to nablab his schedule for the upcoming project.
او قصد دارد برنامه خود را برای پروژه آینده برنامه ریزی کند.
they often nablab their strategies during team meetings.
آنها اغلب استراتژی های خود را در طول جلسات تیم برنامه ریزی می کنند.
before the event, we need to nablab the logistics.
قبل از رویداد، ما باید لجستیک را برنامه ریزی کنیم.
she took some time to nablab her thoughts on the matter.
او زمانی را برای برنامه ریزی افکار خود در مورد موضوع اختصاص داد.
it's best to nablab your resources before starting the project.
بهتر است منابع خود را قبل از شروع پروژه برنامه ریزی کنید.
he likes to nablab his goals for the new year.
او دوست دارد اهداف خود را برای سال جدید برنامه ریزی کند.
we should nablab the presentation to make it more effective.
ما باید ارائه را برنامه ریزی کنیم تا مؤثرتر شود.
she often nablabs her plans with her mentor.
او اغلب برنامه های خود را با مربی خود برنامه ریزی می کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید