| جمع | nailers |
air nailer
نختراش هوایی
nailer gun
تفنگ میخکوب
nailer tool
ابزار میخکوب
electric nailer
نختراش برقی
nailer kit
ست میخکوب
roofing nailer
نختراش سقفی
finish nailer
نختراش نهایی
nailer parts
قطعات میخکوب
nailer safety
ایمنی میخکوب
nailer maintenance
نگهداری میخکوب
the nailer is essential for construction projects.
نخکنی در پروژههای ساختمانی ضروری است.
he used a nailer to speed up the framing process.
او از نخکنی برای سرعت بخشیدن به فرآیند چارچوببندی استفاده کرد.
make sure to maintain your nailer for optimal performance.
مطمئن شوید که برای عملکرد بهینه، نخکنی خود را تعمیر و نگهداری کنید.
the contractor prefers a pneumatic nailer for its efficiency.
پیمانکار ترجیح میدهد از نخکنی پنوماتیک به دلیل کارایی آن استفاده کند.
using a nailer can save you a lot of time.
استفاده از نخکنی میتواند در زمان شما صرفهجویی کند.
she is skilled at operating a nailer.
او در کار کردن با نخکنی مهارت دارد.
always wear safety goggles when using a nailer.
همیشه هنگام استفاده از نخکنی از عینک ایمنی استفاده کنید.
the nailer jammed, causing a delay in the project.
نخکنی گیر کرد و باعث تأخیر در پروژه شد.
he bought a new nailer for his woodworking hobby.
او یک نخکنی جدید برای سرگرمی نجاری خود خرید.
she demonstrated how to properly use a nailer.
او نحوه استفاده صحیح از نخکنی را نشان داد.
air nailer
نختراش هوایی
nailer gun
تفنگ میخکوب
nailer tool
ابزار میخکوب
electric nailer
نختراش برقی
nailer kit
ست میخکوب
roofing nailer
نختراش سقفی
finish nailer
نختراش نهایی
nailer parts
قطعات میخکوب
nailer safety
ایمنی میخکوب
nailer maintenance
نگهداری میخکوب
the nailer is essential for construction projects.
نخکنی در پروژههای ساختمانی ضروری است.
he used a nailer to speed up the framing process.
او از نخکنی برای سرعت بخشیدن به فرآیند چارچوببندی استفاده کرد.
make sure to maintain your nailer for optimal performance.
مطمئن شوید که برای عملکرد بهینه، نخکنی خود را تعمیر و نگهداری کنید.
the contractor prefers a pneumatic nailer for its efficiency.
پیمانکار ترجیح میدهد از نخکنی پنوماتیک به دلیل کارایی آن استفاده کند.
using a nailer can save you a lot of time.
استفاده از نخکنی میتواند در زمان شما صرفهجویی کند.
she is skilled at operating a nailer.
او در کار کردن با نخکنی مهارت دارد.
always wear safety goggles when using a nailer.
همیشه هنگام استفاده از نخکنی از عینک ایمنی استفاده کنید.
the nailer jammed, causing a delay in the project.
نخکنی گیر کرد و باعث تأخیر در پروژه شد.
he bought a new nailer for his woodworking hobby.
او یک نخکنی جدید برای سرگرمی نجاری خود خرید.
she demonstrated how to properly use a nailer.
او نحوه استفاده صحیح از نخکنی را نشان داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید