nasts

[ایالات متحده]/næsts/
[بریتانیا]/næsts/

ترجمه

n. فرم پلورال نام Nast (یک نام شخصی)؛ افرادی که نامشان Nast است
abbr. کوتاه‌نویسی برای شبکه دستیابی ملی به دستاوردهای علم و فناوری؛ مرکز نظارت و آزمایش کیفیت محصولات نرم‌افزاری ملی؛ آکادمی علوم و فناوری پادشاهی نپال

عبارات و ترکیب‌ها

nasty weather

آب و هواي ناگوار

nasty surprise

شگفتی ناگوار

nasty wound

جراحت ناگوار

nasty flu

گریه ناگوار

nasty argument

مخاصمه ناگوار

nastiest food

غذای ناگوارتر

getting nasty

نامطلوب شدن

nasty habit

رویه ناگوار

nasty smell

بوی ناگوار

nastier than before

نامطلوبتر از گذشته

جملات نمونه

the nasty weather forced the cancellation of the outdoor concert.

هوای ناگوار باعث لغو کنسرت بازدیدی شد.

she caught a nasty flu that kept her in bed for a week.

او یک گریه ناگوار به دست آورد که او را در تخت خواب برای یک هفته نگه داشت.

he received a nasty cut from the broken glass.

او یک زخم ناگوار از شیشه شکسته دریافت کرد.

the nasty smell from the drain needed professional cleaning.

بوی ناگوار از شیرآب نیاز به تمیز کردن حرفه ای داشت.

his nasty habit of biting nails annoyed everyone around him.

عادت ناگوار او در چیستن ناخن ها تمام افراد اطرافش را ناراحت کرد.

the government delivered a nasty surprise with new tax regulations.

دولت با قوانین مالیات جدید یک شوک ناگوار به ارائه کرد.

the nasty wound required immediate medical attention at the hospital.

زخم ناگوار نیاز به توجه پزشکی فوری در بیمارستان داشت.

she has a nasty temper that explodes over small matters.

او یک خلق ناگوار دارد که به دلیل امور کوچک منفجر می شود.

his nasty comment about her work was completely unprofessional.

نظر ناگوار او در مورد کار او کاملاً غیر حرفه ای بود.

the nasty infection spread before the antibiotics started working.

عفونت ناگوار قبل از اینکه آنتی بیوتیک ها شروع به کار کردند پخش شد.

he took a nasty fall on the icy sidewalk yesterday.

او دیروز یک سقوط ناگوار روی پیاده رو یخ زده گرفت.

the nasty car accident blocked traffic for several hours.

حادثه ناگوار ماشین ترافیک را برای چند ساعت مسدود کرد.

she developed a nasty bruise after bumping into the doorframe.

او پس از برخورد با چهارچوب درب یک لک ناگوار توسعه داد.

the nasty cold has been going around the office this week.

سرماخیزی ناگوار این هفته در دفتر پخش شده است.

he made a nasty error in the financial calculations.

او یک خطا ناگوار در محاسبات مالی ایجاد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید