nauseas

[ایالات متحده]/ˈnɔːziəs/
[بریتانیا]/ˈnɔːziəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. احساس بیماری، به ویژه هنگام سفر؛ انزجار شدید

عبارات و ترکیب‌ها

nauseas feelings

احساس تهوع

nauseas symptoms

علائم تهوع

nauseas relief

تسکین تهوع

nauseas medication

داروی تهوع

nauseas treatment

درمان تهوع

nauseas causes

دلایل تهوع

nauseas triggers

عوامل تشدید کننده تهوع

nauseas management

مدیریت تهوع

nauseas episodes

حملات تهوع

nauseas sensations

احساسات تهوع

جملات نمونه

i felt nauseas after eating that seafood.

من بعد از خوردن آن غذاهای دریایی احساس تهوع کردم.

she experiences nauseas during long car rides.

او در طول سفرهای طولانی با ماشین دچار تهوع می شود.

he was nauseas from the strong smell of paint.

او از بوی تند رنگ دچار تهوع شد.

nauseas can be a side effect of the medication.

تهوع می تواند یک عارضه جانبی داروها باشد.

after the roller coaster ride, i felt nauseas.

بعد از سواری با شهربازی، من احساس تهوع کردم.

she tried to breathe deeply to ease her nauseas.

او سعی کرد تا با نفس عمیق، تهوع خود را تسکین دهد.

traveling can sometimes lead to nauseas for some people.

سفر گاهی اوقات می تواند باعث تهوع در برخی افراد شود.

he took ginger tea to help with his nauseas.

او برای کمک به تهوع خود چای زنجبیل نوشید.

nauseas often accompany anxiety and stress.

تهوع اغلب با اضطراب و استرس همراه است.

she was nauseas after spinning around too quickly.

او بعد از چرخیدن خیلی سریع دچار تهوع شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید