necrologies

[ایالات متحده]/nɪˈkrɒlədʒiz/
[بریتانیا]/nɪˈkrɑːlədʒiz/

ترجمه

n. فهرست‌های افراد درگذشته؛ اطلاعیه‌های فوت

عبارات و ترکیب‌ها

write necrologies

نوشتن زندگینامه

publish necrologies

انتشار زندگینامه

read necrologies

خواندن زندگینامه

edit necrologies

ویرایش زندگینامه

collect necrologies

جمع‌آوری زندگینامه

analyze necrologies

تجزیه و تحلیل زندگینامه

study necrologies

مطالعه زندگینامه

archive necrologies

نگهداری زندگینامه

discuss necrologies

بحث درباره زندگینامه

print necrologies

چاپ زندگینامه

جملات نمونه

the newspaper published several necrologies this week.

روزنامه این هفته چندین یادبود منتشر کرد.

writing necrologies requires sensitivity and respect.

نوشتن یادبودها نیاز به حساسیت و احترام دارد.

she often reads necrologies to remember those who have passed.

او اغلب یادبودها را می خواند تا کسانی را که فوت کرده اند به یاد داشته باشد.

necrologies can reveal much about a person's life.

یادبودها می توانند اطلاعات زیادی در مورد زندگی یک شخص آشکار کنند.

he was known for writing eloquent necrologies.

او به نوشتن یادبودهای شیوا معروف بود.

the community gathered to share memories after the necrologies were published.

جامعه برای به اشتراک گذاشتن خاطرات پس از انتشار یادبودها گرد هم آمد.

many necrologies highlight the achievements of the deceased.

بسیاری از یادبودها دستاوردها را برجسته می کنند.

he felt a duty to write necrologies for his friends.

او احساس وظیفه ای می کرد که برای دوستانش یادبود بنویسد.

reading necrologies can be a way to honor someone's memory.

خواندن یادبودها می تواند راهی برای بزرگداشت خاطره کسی باشد.

she found comfort in writing necrologies for her loved ones.

او در نوشتن یادبود برای عزیزانش آرامش یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید