needlework

[ایالات متحده]/'niːd(ə)lwɜːk/
[بریتانیا]/'nidlwɝk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دوخت؛ گلدوزی؛ خیاطی

جملات نمونه

skilled at needlework

مهارت در سوزن‌دوزی

his work takes craft and needlework into the region of folk art.

هنر و مهارت و سوزن‌دوزی او را به منطقه هنر فولکلور می‌برد.

She enjoys doing needlework in her free time.

او از انجام سوزن‌دوزی در اوقات فراغت خود لذت می‌برد.

Her grandmother taught her how to do various types of needlework.

مادربزرگش به او آموزش داد که چگونه انواع مختلف سوزن‌دوزی را انجام دهد.

Needlework requires patience and attention to detail.

سوزن‌دوزی نیاز به صبر و توجه به جزئیات دارد.

Many people find needlework to be a relaxing hobby.

بسیاری از مردم سوزن‌دوزی را به عنوان یک سرگرمی آرامش‌بخش می‌دانند.

She sells her needlework creations at local craft fairs.

او آثار سوزن‌دوزی خود را در نمایشگاه‌های محلی صنایع دستی می‌فروشد.

Learning needlework can be a fun and rewarding experience.

یادگیری سوزن‌دوزی می‌تواند یک تجربه سرگرم‌کننده و پاداش‌دهنده باشد.

She specializes in embroidery and other forms of needlework.

او در زمینه گلدوزی و سایر اشکال سوزن‌دوزی تخصص دارد.

Needlework can be a way to express creativity and artistry.

سوزن‌دوزی می‌تواند راهی برای بیان خلاقیت و هنر باشد.

Many traditional cultures have rich histories of needlework techniques.

بسیاری از فرهنگ‌های سنتی تاریخ غنی از تکنیک‌های سوزن‌دوزی دارند.

She hopes to pass down her love of needlework to future generations.

او امیدوار است عشق خود به سوزن‌دوزی را به نسل‌های آینده منتقل کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید