neolith

[ایالات متحده]/ˈniː.ə.lɪθ/
[بریتانیا]/ˈniː.ə.lɪθ/

ترجمه

n. ابزاری سنگی از دوره نوسنگی
Word Forms
جمعneoliths

عبارات و ترکیب‌ها

neolith culture

فرهنگ نئولیت

neolith period

دوره نئولیت

neolith tools

ابزارهای نئولیت

neolith art

هنر نئولیت

neolith settlement

نشستگاه نئولیت

neolith agriculture

کشاورزی نئولیت

neolith society

جامعه نئولیت

neolith revolution

انقلاب نئولیت

neolith communities

اجتماعات نئولیت

neolith developments

توسعه‌های نئولیت

جملات نمونه

the neolith period marked a significant change in human history.

دوره نئولیتیک دوره‌ای از تغییرات مهم در تاریخ بشر را نشان داد.

archaeologists study neolith artifacts to understand ancient cultures.

باستان‌شناسان مصنوعات نئولیتیک را برای درک فرهنگ‌های باستانی مطالعه می‌کنند.

many neolith tools were made from stone and bone.

ابزارهای نئولیتیک بسیاری از سنگ و استخوان ساخته شده بودند.

the neolith revolution transformed agricultural practices.

انقلاب نئولیتیک شیوه‌های کشاورزی را متحول کرد.

neolith settlements often had complex social structures.

محل‌های سکونت نئولیتیک اغلب دارای ساختارهای اجتماعی پیچیده‌ای بودند.

studying neolith pottery helps us learn about daily life.

مطالعه سفال نئولیتیک به ما کمک می‌کند تا در مورد زندگی روزمره اطلاعات کسب کنیم.

the transition to neolith living involved domestication of animals.

گذار به زندگی نئولیتیک شامل اهلی کردن حیوانات بود.

neolith communities relied on farming rather than hunting.

اجتماع نئولیتیک به جای شکار به کشاورزی متکی بود.

art from the neolith period often depicts human figures.

هنر از دوره نئولیتیک اغلب تصاویر انسان را به تصویر می‌کشد.

many neolith sites are found near rivers and lakes.

بسیاری از مکان‌های نئولیتیک در نزدیکی رودخانه‌ها و دریاچه‌ها یافت می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید