neonatologists

[ایالات متحده]/ˌniːəʊnəˈtɒlədʒɪst/
[بریتانیا]/ˌniːəˈnɑːtɑːlədʒɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. متخصص در تشخیص و درمان بیماری‌های نوزادان

عبارات و ترکیب‌ها

neonatologist care

مراقبت‌های نوزادان‌شناسی

neonatologist team

تیم نوزادان‌شناسی

neonatologist consultation

مشاوره نوزادان‌شناسی

neonatologist services

خدمات نوزادان‌شناسی

neonatologist expertise

تخصص نوزادان‌شناسی

neonatologist assessment

ارزیابی نوزادان‌شناسی

neonatologist training

آموزش نوزادان‌شناسی

neonatologist referral

معرفی نوزادان‌شناسی

neonatologist follow-up

پیگیری نوزادان‌شناسی

neonatologist intervention

مداخله نوزادان‌شناسی

جملات نمونه

the neonatologist assessed the premature baby in the nicu.

نوزاد نارس توسط نوزادشناس در بخش مراقبت های ویژه نوزادان ارزیابی شد.

parents often consult a neonatologist for guidance.

والدین اغلب برای راهنمایی با یک نوزادشناس مشورت می کنند.

a neonatologist specializes in the care of newborns.

یک نوزادشناس در مراقبت از نوزادان تخصص دارد.

the neonatologist recommended a follow-up appointment.

نوزادشناس یک قرار ملاقات پیگیری توصیه کرد.

training to become a neonatologist requires extensive education.

آموزش برای تبدیل شدن به یک نوزادشناس به آموزش گسترده نیاز دارد.

neonatologists work closely with pediatricians.

نوزادشناسان به طور نزدیک با متخصصان اطفال کار می کنند.

the neonatologist explained the treatment options to the parents.

نوزادشناس گزینه های درمانی را به والدین توضیح داد.

she dreams of becoming a neonatologist one day.

او آرزو دارد یک روز نوزادشناس شود.

the neonatologist monitored the baby's vital signs closely.

نوزادشناس به دقت علائم حیاتی نوزاد را کنترل کرد.

collaboration with a neonatologist is crucial in high-risk pregnancies.

همکاری با یک نوزادشناس در بارداری های پرخطر بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید