neophytes

[ایالات متحده]/ˈniːəfaɪts/
[بریتانیا]/ˈniːəfaɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گیاهان تازه معرفی شده

عبارات و ترکیب‌ها

neophytes in training

نئوفایت‌ها در حال آموزش

neophytes at work

نئوفایت‌ها در حال کار

neophytes to gardening

نئوفایت‌ها در زمینه باغبانی

neophytes in learning

نئوفایت‌ها در حال یادگیری

neophytes in technology

نئوفایت‌ها در زمینه فناوری

neophytes in art

نئوفایت‌ها در زمینه هنر

neophytes in sports

نئوفایت‌ها در زمینه ورزش

neophytes in music

نئوفایت‌ها در زمینه موسیقی

neophytes in coding

نئوفایت‌ها در زمینه کدنویسی

neophytes in writing

نئوفایت‌ها در زمینه نویسندگی

جملات نمونه

neophytes often struggle with complex concepts.

افراد تازه‌کار اغلب در درک مفاهیم پیچیده مشکل دارند.

many neophytes find the learning curve steep.

بسیاری از افراد تازه‌کار منحنی یادگیری را تند می‌بینند.

workshops are great for neophytes to gain experience.

کارگاه‌ها برای افراد تازه‌کار به منظور کسب تجربه عالی هستند.

neophytes should seek guidance from experienced mentors.

افراد تازه‌کار باید از راهنمایی مربیان با تجربه استفاده کنند.

in any field, neophytes need time to develop skills.

در هر زمینه‌ای، افراد تازه‌کار برای توسعه مهارت‌ها به زمان نیاز دارند.

neophytes often benefit from hands-on training.

افراد تازه‌کار اغلب از آموزش عملی سود می‌برند.

online forums can help neophytes ask questions.

انجمن‌های آنلاین می‌توانند به افراد تازه‌کار کمک کنند تا سؤال بپرسند.

neophytes should not be afraid to make mistakes.

افراد تازه‌کار نباید از اشتباه کردن نترسند.

reading books can greatly assist neophytes.

خواندن کتاب‌ها می‌تواند به طور قابل توجهی به افراد تازه‌کار کمک کند.

neophytes often feel overwhelmed by the amount of information.

افراد تازه‌کار اغلب در برابر حجم اطلاعات احساس غرق شدن می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید