neovascularized retina
Persian_translation
the tumor begins to neovascularize as it grows beyond 2 millimeters in diameter.
تومور با بزرگ شدن بیش از 2 میلیمتر در قطر، شروع به نووسکولار شدن میکند.
diabetic retinopathy causes the retina to neovascularize abnormally.
رتینوپاتی دیابتی باعث نووسکولار شدن غیرطبیعی شبکیه میشود.
researchers are studying how cancer cells neovascularize to form new blood supply.
محققان در حال بررسی این موضوع هستند که چگونه سلولهای سرطانی برای تشکیل رگهای خونی جدید نووسکولار میشوند.
the wound healing process may neovascularize to restore blood flow.
فرآیند ترمیم زخم ممکن است برای بازگرداندن جریان خون نووسکولار شود.
certain growth factors can stimulate tissues to neovascularize.
برخی عوامل رشد میتوانند بافتها را برای نووسکولار شدن تحریک کنند.
metastatic tumors often neovascularize more aggressively than primary ones.
تومورهای متاستاتیک اغلب نسبت به تومورهای اولیه تهاجمیتر نووسکولار میشوند.
anti-angiogenic drugs prevent tumors from neovascularizing.
داروهای ضد آنژیوژنیک از نووسکولار شدن تومورها جلوگیری میکنند.
the ischemic tissue will neovascularize if blood flow is restored.
اگر جریان خون بازگردد، بافت ایسکمیک نووسکولار میشود.
corneal grafts sometimes neovascularize after surgery.
پیوند قرنیه گاهی اوقات پس از جراحی نووسکولار میشود.
hepatic tumors frequently neovascularize to support their growth.
تومورهای کبدی اغلب برای حمایت از رشد خود به طور مکرر نووسکولار میشوند.
the scar tissue began to neovascularize over several months.
بافت اسکار در طول چند ماه شروع به نووسکولار شدن کرد.
physicians monitor whether the lesion will neovascularize over time.
پزشکان نظارت میکنند که آیا ضایعه در طول زمان نووسکولار میشود یا خیر.
neovascularized retina
Persian_translation
the tumor begins to neovascularize as it grows beyond 2 millimeters in diameter.
تومور با بزرگ شدن بیش از 2 میلیمتر در قطر، شروع به نووسکولار شدن میکند.
diabetic retinopathy causes the retina to neovascularize abnormally.
رتینوپاتی دیابتی باعث نووسکولار شدن غیرطبیعی شبکیه میشود.
researchers are studying how cancer cells neovascularize to form new blood supply.
محققان در حال بررسی این موضوع هستند که چگونه سلولهای سرطانی برای تشکیل رگهای خونی جدید نووسکولار میشوند.
the wound healing process may neovascularize to restore blood flow.
فرآیند ترمیم زخم ممکن است برای بازگرداندن جریان خون نووسکولار شود.
certain growth factors can stimulate tissues to neovascularize.
برخی عوامل رشد میتوانند بافتها را برای نووسکولار شدن تحریک کنند.
metastatic tumors often neovascularize more aggressively than primary ones.
تومورهای متاستاتیک اغلب نسبت به تومورهای اولیه تهاجمیتر نووسکولار میشوند.
anti-angiogenic drugs prevent tumors from neovascularizing.
داروهای ضد آنژیوژنیک از نووسکولار شدن تومورها جلوگیری میکنند.
the ischemic tissue will neovascularize if blood flow is restored.
اگر جریان خون بازگردد، بافت ایسکمیک نووسکولار میشود.
corneal grafts sometimes neovascularize after surgery.
پیوند قرنیه گاهی اوقات پس از جراحی نووسکولار میشود.
hepatic tumors frequently neovascularize to support their growth.
تومورهای کبدی اغلب برای حمایت از رشد خود به طور مکرر نووسکولار میشوند.
the scar tissue began to neovascularize over several months.
بافت اسکار در طول چند ماه شروع به نووسکولار شدن کرد.
physicians monitor whether the lesion will neovascularize over time.
پزشکان نظارت میکنند که آیا ضایعه در طول زمان نووسکولار میشود یا خیر.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید