nephric

[ایالات متحده]/ˈnɛfrɪk/
[بریتانیا]/ˈnɛfrɪk/

ترجمه

adj. مربوط به کلیه‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

nephric function

عملکرد کلیوی

nephric tissue

بافت کلیوی

nephric disease

بیماری کلیوی

nephric system

سیستم کلیوی

nephric cells

سلول‌های کلیوی

nephric injury

آسیب کلیوی

nephric development

توسعه کلیوی

nephric regulation

تنظیم کلیوی

nephric filtration

فیلتراسیون کلیوی

nephric anatomy

آناتومی کلیوی

جملات نمونه

nephric diseases can significantly affect kidney function.

بیماری‌های کلیوی می‌توانند به طور قابل توجهی بر عملکرد کلیه تأثیر بگذارند.

regular check-ups are essential for nephric health.

معاینات منظم برای سلامت کلیوی ضروری هستند.

nephric function is crucial for maintaining homeostasis.

عملکرد کلیوی برای حفظ هموستاز بسیار مهم است.

nephric disorders often require specialized treatment.

اختلالات کلیوی اغلب به درمان تخصصی نیاز دارند.

research on nephric regeneration is advancing rapidly.

تحقیقات در مورد بازسازی کلیوی به سرعت در حال پیشرفت است.

nephric filtration is a key process in urine formation.

فیلتراسیون کلیوی یک فرآیند کلیدی در تشکیل ادرار است.

patients with nephric issues should follow a strict diet.

بیماران مبتلا به مشکلات کلیوی باید از یک رژیم غذایی سختگیرانه پیروی کنند.

nephric stones can cause severe pain and discomfort.

سنگ‌های کلیوی می‌توانند باعث درد و ناراحتی شدید شوند.

understanding nephric physiology is important for medical students.

درک فیزیولوژی کلیوی برای دانشجویان پزشکی مهم است.

nephric abnormalities can be detected through imaging techniques.

ناهنجاری‌های کلیوی می‌توانند از طریق تکنیک‌های تصویربرداری تشخیص داده شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید