nephropathy

[ایالات متحده]/nɪˈfrɒpəθi/
[بریتانیا]/nəˈfrɑːpəθi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک بیماری از کلیه‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

diabetic nephropathy

نفروپاتی دیابتی

chronic nephropathy

نفروپاتی مزمن

acute nephropathy

نفروپاتی حاد

renal nephropathy

نفروپاتی کلیوی

hereditary nephropathy

نفروپاتی ارثی

focal nephropathy

نفروپاتی فوکال

interstitial nephropathy

نفروپاتی بینابینی

lupus nephropathy

نفروپاتی لوپوس

toxicity nephropathy

نفروپاتی ناشی از سمیت

obstructive nephropathy

نفروپاتی انسدادی

جملات نمونه

diabetic nephropathy is a common complication of diabetes.

نفروپاتی دیابتی یک عارضه شایع دیابت است.

chronic nephropathy can lead to kidney failure.

نفروپاتی مزمن می‌تواند منجر به نارسایی کلیه شود.

early detection of nephropathy is crucial for treatment.

تشخیص زودهنگام نفروپاتی برای درمان بسیار مهم است.

symptoms of nephropathy may include swelling and fatigue.

علائم نفروپاتی ممکن است شامل تورم و خستگی باشد.

patients with nephropathy require regular monitoring.

بیماران مبتلا به نفروپاتی به نظارت منظم نیاز دارند.

managing blood pressure can help prevent nephropathy.

کنترل فشار خون می‌تواند به پیشگیری از نفروپاتی کمک کند.

nephropathy can be caused by various factors, including genetics.

نفروپاتی می‌تواند ناشی از عوامل مختلف از جمله ژنتیک باشد.

dietary changes may improve outcomes for nephropathy patients.

تغییرات رژیم غذایی ممکن است نتایج را برای بیماران مبتلا به نفروپاتی بهبود بخشد.

research is ongoing to find new treatments for nephropathy.

تحقیقات برای یافتن درمان‌های جدید برای نفروپاتی در حال انجام است.

nephropathy can progress silently without noticeable symptoms.

نفروپاتی می‌تواند به طور خاموش پیشرفت کند بدون علائم قابل توجه.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید