nervis system
سیستم عصبی
nervis energy
انرژی عصبی
nervis response
پاسخ عصبی
nervis tension
تنش عصبی
nervis disorder
اختلال عصبی
nervis state
حالت عصبی
nervis activity
فعالیت عصبی
nervis reaction
reaksiyon عصبی
nervising effect
اثر عصبی کننده
the nervis
عصب
the interview was absolutely nerve-racking.
این مصاحبه کاملاً نерفانس کننده بود.
that constant tapping really gets on my nerves.
این ضربهزنی مداوم واقعاً به نерوی من میخورد.
she took deep breaths to calm her nerves before the performance.
او قبل از اجرا نفسهای عمیقی گرفت تا نерویش را آرام کند.
the doctor identified significant nerve damage in his hand.
دکتر آسیب جدی به عصبهای دست او را تشخیص داد.
firefighters must have nerves of steel to handle emergencies.
جیبهای آتشنشان باید از عصبهای فولادی برخوردار باشند تا در برابر اضطرابهای اضطراری مقاومت کنند.
i'm a complete bundle of nerves before every presentation.
من قبل از هر ارائهای یک بسته کامل از نерوی هستم.
the horror movie was truly nerve-wracking from start to finish.
فیلم وحشناک از ابتدا تا انتها واقعاً نерفانس کننده بود.
it takes serious nerves to confront a dangerous criminal.
برای مواجهه با یک مجرم خطرناک نیاز به عصبهای جدی است.
dental work often irritates sensitive nerves in the gums.
کارهای دندانپزشکی اغلب عصبهای حساس در گums را تحریک میکنند.
she had to steel her nerves to read the heartbreaking letter.
او باید عصبهایش را تقویت کرد تا نامهای مایوسکننده را بخواند.
the marathon tested the physical endurance and mental nerves of all runners.
ماراتون تحمل فیزیکی و عصبهای روانی تمام دویدندگان را آزمایش کرد.
even surgeons with years of experience can feel their nerves twitch during complex procedures.
حتی جراحان با سالها تجربه میتوانند در طول فرآیندهای پیچیده احساس تکانهای عصبی کنند.
nervis system
سیستم عصبی
nervis energy
انرژی عصبی
nervis response
پاسخ عصبی
nervis tension
تنش عصبی
nervis disorder
اختلال عصبی
nervis state
حالت عصبی
nervis activity
فعالیت عصبی
nervis reaction
reaksiyon عصبی
nervising effect
اثر عصبی کننده
the nervis
عصب
the interview was absolutely nerve-racking.
این مصاحبه کاملاً نерفانس کننده بود.
that constant tapping really gets on my nerves.
این ضربهزنی مداوم واقعاً به نерوی من میخورد.
she took deep breaths to calm her nerves before the performance.
او قبل از اجرا نفسهای عمیقی گرفت تا نерویش را آرام کند.
the doctor identified significant nerve damage in his hand.
دکتر آسیب جدی به عصبهای دست او را تشخیص داد.
firefighters must have nerves of steel to handle emergencies.
جیبهای آتشنشان باید از عصبهای فولادی برخوردار باشند تا در برابر اضطرابهای اضطراری مقاومت کنند.
i'm a complete bundle of nerves before every presentation.
من قبل از هر ارائهای یک بسته کامل از نерوی هستم.
the horror movie was truly nerve-wracking from start to finish.
فیلم وحشناک از ابتدا تا انتها واقعاً نерفانس کننده بود.
it takes serious nerves to confront a dangerous criminal.
برای مواجهه با یک مجرم خطرناک نیاز به عصبهای جدی است.
dental work often irritates sensitive nerves in the gums.
کارهای دندانپزشکی اغلب عصبهای حساس در گums را تحریک میکنند.
she had to steel her nerves to read the heartbreaking letter.
او باید عصبهایش را تقویت کرد تا نامهای مایوسکننده را بخواند.
the marathon tested the physical endurance and mental nerves of all runners.
ماراتون تحمل فیزیکی و عصبهای روانی تمام دویدندگان را آزمایش کرد.
even surgeons with years of experience can feel their nerves twitch during complex procedures.
حتی جراحان با سالها تجربه میتوانند در طول فرآیندهای پیچیده احساس تکانهای عصبی کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید